خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که زیباییهای یک شهر و جوانان آن را توصیف میکند. شاعر از عشق و زیبایی سخن میگوید و از دشواریهای عشق و زندگی شکایت میکند. او همچنین از گذر زمان و فرصتهای از دست رفته میگوید و از خواننده میخواهد که از لحظات خوش زندگی استفاده کند.
این متن شامل مفاهیم عمیق عشق، زیبایی و گذر زمان است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از عبارات و مفاهیم ممکن است نیاز به تجربه و بلوغ فکری بیشتری داشته باشند.
غزل ۴۴۴ - شهریست پرظریفان و از هر طرف نگاری
شهریست پرظریفان و از هر طرف نگاری
یاران صلای عشق است گر میکنید کاری ۱
چشم فلک نبیند زین طرفهتر جوانی
در دست کس نیفتد زین خوبتر نگاری ۲
هرگز که دیده باشد جسمی ز جان مرکب
بر دامنش مبادا زین خاکیان غباری ۳
چون من شکستهای را از پیش خود چه رانی
کم غایت توقع بوسیست یا کناری ۴
می بیغش است دریاب وقتی خوش است بشتاب
سال دگر که دارد امید نوبهاری ۵
در بوستان حریفان مانند لاله و گل
هر یک گرفته جامی بر یاد روی یاری ۶
چون این گره گشایم وین راز چون نمایم
دردی و سخت دردی کاری و صعب کاری ۷
هر تار موی حافظ در دست زلف شوخی
مشکل توان نشستن در این چنین دیاری ۸
یاران صلای عشق است گر میکنید کاری ۱
چشم فلک نبیند زین طرفهتر جوانی
در دست کس نیفتد زین خوبتر نگاری ۲
هرگز که دیده باشد جسمی ز جان مرکب
بر دامنش مبادا زین خاکیان غباری ۳
چون من شکستهای را از پیش خود چه رانی
کم غایت توقع بوسیست یا کناری ۴
می بیغش است دریاب وقتی خوش است بشتاب
سال دگر که دارد امید نوبهاری ۵
در بوستان حریفان مانند لاله و گل
هر یک گرفته جامی بر یاد روی یاری ۶
چون این گره گشایم وین راز چون نمایم
دردی و سخت دردی کاری و صعب کاری ۷
هر تار موی حافظ در دست زلف شوخی
مشکل توان نشستن در این چنین دیاری ۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۴۴۳ - چو سرو اگر بخرامی دمی به گلزاری
گوهر بعدی:غزل ۴۴۵ - تو را که هر چه مراد است در جهان داری
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.