خلاصه و ردهبندی سنی
18+
شاعر در این متن از عشق و شادیهای زندگی خود سخن میگوید و از بخت خوب و لذتهای زندگی مانند شراب و معشوقه یاد میکند. او از رندی و آزادگی خود دفاع میکند و از زهد و ریاکاری زاهدان و عابدان انتقاد میکند. همچنین، از غم فراق معشوق و زیباییهای او سخن میگوید و بیان میکند که شوق لبان معشوق، او را از یادگیری و عبادت بازداشته است.
متن شامل مفاهیم عمیق عرفانی، انتقاد از زهد و ریاکاری، و اشاره به مصرف شراب است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامناسب باشد. همچنین، درک کامل این مفاهیم نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد.
غزل ۴۱۷ - عیشم مدام است از لعل دلخواه
عیشم مدام است از لعل دلخواه
کارم به کام است الحمدلله ۱
ای بخت سرکش تنگش به بر کش
گه جام زر کش گه لعل دلخواه ۲
ما را به رندی افسانه کردند
پیران جاهل شیخان گمراه ۳
از دست زاهد کردیم توبه
و از فعل عابد استغفرالله ۴
جانا چه گویم شرح فراقت
چشمی و صد نم جانی و صد آه ۵
کافر مبیناد این غم که دیدهست
از قامتت سرو از عارضت ماه ۶
شوق لبت برد از یاد حافظ
درس شبانه ورد سحرگاه ۷
کارم به کام است الحمدلله ۱
ای بخت سرکش تنگش به بر کش
گه جام زر کش گه لعل دلخواه ۲
ما را به رندی افسانه کردند
پیران جاهل شیخان گمراه ۳
از دست زاهد کردیم توبه
و از فعل عابد استغفرالله ۴
جانا چه گویم شرح فراقت
چشمی و صد نم جانی و صد آه ۵
کافر مبیناد این غم که دیدهست
از قامتت سرو از عارضت ماه ۶
شوق لبت برد از یاد حافظ
درس شبانه ورد سحرگاه ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۴۱۶ - خنک نسیم معنبر شمامهای دلخواه
گوهر بعدی:غزل ۴۱۸ - گر تیغ بارد در کوی آن ماه
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.