خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از عشق و رندی سخن میگوید و بیان میکند که با وجود آگاهی از آیین تقوا، به دلیل بخت گمراه، به سمت عشق و باده روی آورده است. او از مهر معشوق و ناامیدیهای خود میگوید و در نهایت به صبر و گذرایی عمر اشاره میکند.
این متن حاوی مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، اشاره به مفاهیمی مانند بادهنوشی و رندی نیاز به بلوغ فکری و تجربه بیشتری دارد.
غزل ۴۱۸ - گر تیغ بارد در کوی آن ماه
گر تیغ بارد در کوی آن ماه
گردن نهادیم الحکم لله ۱
آیین تقوا ما نیز دانیم
لیکن چه چاره با بخت گمراه ۲
ما شیخ و واعظ کمتر شناسیم
یا جام باده یا قصه کوتاه ۳
من رند و عاشق در موسم گل
آن گاه توبه استغفرالله ۴
مهر تو عکسی بر ما نیفکند
آیینه رویا آه از دلت آه ۵
الصبر مر و العمر فان
یا لیت شعری حتام القاه ۶
حافظ چه نالی گر وصل خواهی
خون بایدت خورد در گاه و بیگاه ۷
گردن نهادیم الحکم لله ۱
آیین تقوا ما نیز دانیم
لیکن چه چاره با بخت گمراه ۲
ما شیخ و واعظ کمتر شناسیم
یا جام باده یا قصه کوتاه ۳
من رند و عاشق در موسم گل
آن گاه توبه استغفرالله ۴
مهر تو عکسی بر ما نیفکند
آیینه رویا آه از دلت آه ۵
الصبر مر و العمر فان
یا لیت شعری حتام القاه ۶
حافظ چه نالی گر وصل خواهی
خون بایدت خورد در گاه و بیگاه ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۴۱۷ - عیشم مدام است از لعل دلخواه
گوهر بعدی:غزل ۴۱۹ - وصال او ز عمر جاودان به
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.