خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر حافظ از زبان عاشقانه و عرفانی سخن میگوید و از زیباییها و جذابیتهای معشوق و قدرت او در شکستن قواعد و سنتها صحبت میکند. شاعر از معشوق میخواهد که با جذابیتهای خود، دنیا را تحت تأثیر قرار دهد و قواعد معمول را بشکند.
این شعر دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. همچنین، استفاده از اصطلاحات و استعارههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۳۹۹ - کرشمهای کن و بازار ساحری بشکن
کرشمهای کن و بازار ساحری بشکن
به غمزه رونق و ناموس سامری بشکن ۱
به باد ده سر و دستار عالمی یعنی
کلاه گوشه به آیین سروری بشکن ۲
به زلف گوی که آیین دلبری بگذار
به غمزه گوی که قلب ستمگری بشکن ۳
برون خرام و ببر گوی خوبی از همه کس
سزای حور بده رونق پری بشکن ۴
به آهوان نظر شیر آفتاب بگیر
به ابروان دوتا قوس مشتری بشکن ۵
چو عطرسای شود زلف سنبل از دم باد
تو قیمتش به سر زلف عنبری بشکن ۶
چو عندلیب فصاحت فروشد ای حافظ
تو قدر او به سخن گفتن دری بشکن ۷
به غمزه رونق و ناموس سامری بشکن ۱
به باد ده سر و دستار عالمی یعنی
کلاه گوشه به آیین سروری بشکن ۲
به زلف گوی که آیین دلبری بگذار
به غمزه گوی که قلب ستمگری بشکن ۳
برون خرام و ببر گوی خوبی از همه کس
سزای حور بده رونق پری بشکن ۴
به آهوان نظر شیر آفتاب بگیر
به ابروان دوتا قوس مشتری بشکن ۵
چو عطرسای شود زلف سنبل از دم باد
تو قیمتش به سر زلف عنبری بشکن ۶
چو عندلیب فصاحت فروشد ای حافظ
تو قدر او به سخن گفتن دری بشکن ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۹۸ - ای نور چشم من سخنی هست گوش کن
گوهر بعدی:غزل ۴۰۰ - بالابلند عشوه گر نقش باز من
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.