خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عرفانی و عاشقانه است که در آن شاعر از مفاهیمی مانند عشق، مستی معنوی، دوری از وسوسهها و گوش دادن به نصایح پیران سخن میگوید. شاعر از مخاطب میخواهد که به ندای دل گوش دهد، از مستی معنوی لذت ببرد و در راه عشق از وسوسهها دوری کند. همچنین، تأکید میکند که در راه دوستی و عشق، نباید در دادن عمر و مال مضایقه کرد.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند مستی معنوی و دوری از وسوسهها ممکن است برای مخاطبان جوانتر چالشبرانگیز باشد.
غزل ۳۹۸ - ای نور چشم من سخنی هست گوش کن
ای نور چشم من سخنی هست گوش کن
چون ساغرت پر است بنوشان و نوش کن ۱
در راه عشق وسوسه اهرمن بسیست
پیش آی و گوش دل به پیام سروش کن ۲
برگ نوا تبه شد و ساز طرب نماند
ای چنگ ناله برکش و ای دف خروش کن ۳
تسبیح و خرقه لذت مستی نبخشدت
همت در این عمل طلب از می فروش کن ۴
پیران سخن ز تجربه گویند گفتمت
هان ای پسر که پیر شوی پند گوش کن ۵
بر هوشمند سلسله ننهاد دست عشق
خواهی که زلف یار کشی ترک هوش کن ۶
با دوستان مضایقه در عمر و مال نیست
صد جان فدای یار نصیحت نیوش کن ۷
ساقی که جامت از می صافی تهی مباد
چشم عنایتی به من دردنوش کن ۸
سرمست در قبای زرافشان چو بگذری
یک بوسه نذر حافظ پشمینه پوش کن ۹
چون ساغرت پر است بنوشان و نوش کن ۱
در راه عشق وسوسه اهرمن بسیست
پیش آی و گوش دل به پیام سروش کن ۲
برگ نوا تبه شد و ساز طرب نماند
ای چنگ ناله برکش و ای دف خروش کن ۳
تسبیح و خرقه لذت مستی نبخشدت
همت در این عمل طلب از می فروش کن ۴
پیران سخن ز تجربه گویند گفتمت
هان ای پسر که پیر شوی پند گوش کن ۵
بر هوشمند سلسله ننهاد دست عشق
خواهی که زلف یار کشی ترک هوش کن ۶
با دوستان مضایقه در عمر و مال نیست
صد جان فدای یار نصیحت نیوش کن ۷
ساقی که جامت از می صافی تهی مباد
چشم عنایتی به من دردنوش کن ۸
سرمست در قبای زرافشان چو بگذری
یک بوسه نذر حافظ پشمینه پوش کن ۹
این گوهر را بشنوید
خوانش
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۹۷ - ز در درآ و شبستان ما منور کن
گوهر بعدی:غزل ۳۹۹ - کرشمهای کن و بازار ساحری بشکن
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.