خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر از زیباییهای طبیعت و شراب سخن میگوید و از عشق و وصال با معشوق آرزو میکند. او از گلها، عطرها و نوشیدنیها به عنوان نمادهایی برای بیان احساسات خود استفاده میکند و در نهایت از خداوند میخواهد که دعای عاشقان را مستجاب کند.
این متن حاوی مفاهیم عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین استفاده از نمادها و استعارههای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه دارد.
غزل ۳۹۵ - گلبرگ را ز سنبل مشکین نقاب کن
گلبرگ را ز سنبل مشکین نقاب کن
یعنی که رخ بپوش و جهانی خراب کن ۱
بفشان عرق ز چهره و اطراف باغ را
چون شیشههای دیده ی ما پرگلاب کن ۲
ایام گل چو عمر به رفتن شتاب کرد
ساقی به دور باده ی گلگون شتاب کن ۳
بگشا به شیوه نرگس پرخواب مست را
و از رشک چشم نرگس رعنا به خواب کن ۴
بوی بنفشه بشنو و زلف نگار گیر
بنگر به رنگ لاله و عزم شراب کن ۵
زان جا که رسم و عادت عاشقکشی توست
با دشمنان قدح کش و با ما عتاب کن ۶
همچون حباب دیده به روی قدح گشای
وین خانه را قیاس اساس از حباب کن ۷
حافظ وصال میطلبد از ره دعا
یا رب دعای خسته دلان مستجاب کن ۸
یعنی که رخ بپوش و جهانی خراب کن ۱
بفشان عرق ز چهره و اطراف باغ را
چون شیشههای دیده ی ما پرگلاب کن ۲
ایام گل چو عمر به رفتن شتاب کرد
ساقی به دور باده ی گلگون شتاب کن ۳
بگشا به شیوه نرگس پرخواب مست را
و از رشک چشم نرگس رعنا به خواب کن ۴
بوی بنفشه بشنو و زلف نگار گیر
بنگر به رنگ لاله و عزم شراب کن ۵
زان جا که رسم و عادت عاشقکشی توست
با دشمنان قدح کش و با ما عتاب کن ۶
همچون حباب دیده به روی قدح گشای
وین خانه را قیاس اساس از حباب کن ۷
حافظ وصال میطلبد از ره دعا
یا رب دعای خسته دلان مستجاب کن ۸
این گوهر را بشنوید
خوانش
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۹۴ - ای روی ماه منظر تو نوبهار حسن
گوهر بعدی:غزل ۳۹۶ - صبح است ساقیا قدحی پرشراب کن
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.