خلاصه و ردهبندی سنی
18+
شاعر از ساقی میخواهد که جامی پر از شراب به او بدهد و از او میخواهد که قبل از نابودی دنیا، از زندگی لذت ببرد. او به زیبایی طلوع خورشید و گذر زمان اشاره میکند و تأکید میکند که باید از لحظات زندگی استفاده کرد. شاعر همچنین بیان میکند که او به زهد و توبه اعتقادی ندارد و شرابنوشی را کار صواب میداند.
متن شامل مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوان قابل درک نباشد. همچنین، اشاره به شرابنوشی و میگساری ممکن است برای افراد زیر 18 سال مناسب نباشد.
غزل ۳۹۶ - صبح است ساقیا قدحی پرشراب کن
صبح است ساقیا قدحی پرشراب کن
دور فلک درنگ ندارد شتاب کن ۱
زان پیشتر که عالم فانی شود خراب
ما را ز جام باده گلگون خراب کن ۲
خورشید می ز مشرق ساغر طلوع کرد
گر برگ عیش میطلبی ترک خواب کن ۳
روزی که چرخ از گل ما کوزهها کند
زنهار کاسه سر ما پرشراب کن ۴
ما مرد زهد و توبه و طامات نیستیم
با ما به جام باده صافی خطاب کن ۵
کار صواب باده پرستیست حافظا
برخیز و عزم جزم به کار صواب کن ۶
دور فلک درنگ ندارد شتاب کن ۱
زان پیشتر که عالم فانی شود خراب
ما را ز جام باده گلگون خراب کن ۲
خورشید می ز مشرق ساغر طلوع کرد
گر برگ عیش میطلبی ترک خواب کن ۳
روزی که چرخ از گل ما کوزهها کند
زنهار کاسه سر ما پرشراب کن ۴
ما مرد زهد و توبه و طامات نیستیم
با ما به جام باده صافی خطاب کن ۵
کار صواب باده پرستیست حافظا
برخیز و عزم جزم به کار صواب کن ۶
این گوهر را بشنوید
خوانش
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۹۵ - گلبرگ را ز سنبل مشکین نقاب کن
گوهر بعدی:غزل ۳۹۷ - ز در درآ و شبستان ما منور کن
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.