خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این شعر بیانگر عشق و شیدایی شاعر به معشوق است که در آن از مفاهیمی مانند عشق، دیوانگی، عقل، و رندی سخن می‌گوید. شاعر از عشق به معشوق و رهایی از قید و بندهای دنیوی سخن می‌گوید و خود را در این راه فداکار و بی‌دل و دین می‌داند.

این شعر حاوی مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی دارد. همچنین، استفاده از اصطلاحات و مفاهیم پیچیده‌ی عرفانی ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد.

مشاهده کامل

غزل ۳۷۱ - ما درس سحر در ره میخانه نهادیم

ما درس سحر در ره میخانه نهادیم
محصول دعا در ره جانانه نهادیم ۱

در خرمن صد زاهد عاقل زند آتش
این داغ که ما بر دل دیوانه نهادیم ۲

سلطان ازل گنج غم عشق به ما داد
تا روی در این منزل ویرانه نهادیم ۳

در دل ندهم ره پس از این مهر بتان را
مهر لب او بر در این خانه نهادیم ۴

در خرقه از این بیش منافق نتوان بود
بنیاد از این شیوه ی رندانه نهادیم ۵

چون می‌رود این کشتی سرگشته که آخر
جان در سر آن گوهر یک دانه نهادیم ۶

المنه لله که چو ما بی‌دل و دین بود
آن را که لقب عاقل و فرزانه نهادیم ۷

قانع به خیالی ز تو بودیم چو حافظ
یا رب چه گداهمت و بیگانه نهادیم ۸
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۳۷۰ - صلاح از ما چه می‌جویی که مستان را صلا گفتیم
گوهر بعدی:غزل ۳۷۲ - بگذار تا ز شارع می خانه بگذریم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.