خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که در آن شاعر از عشق و مستی سخن میگوید و از ساقی و معشوق خود یاد میکند. او از درد عشق و رنجهای ناشی از آن میگوید و به زیبایی و جذابیت معشوق اشاره میکند. شاعر همچنین از ناامیدی و پشیمانی در عشق سخن میگوید و از بدعهدی معشوق شکایت میکند.
این متن شامل مفاهیم عمیق عاشقانه و احساساتی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند رنج عشق و بدعهدی نیاز به تجربه و بلوغ ذهنی بیشتری دارند تا به درستی درک شوند.
غزل ۳۷۰ - صلاح از ما چه میجویی که مستان را صلا گفتیم
صلاح از ما چه میجویی که مستان را صلا گفتیم
به دور نرگس مستت سلامت را دعا گفتیم ۱
در میخانهام بگشا که هیچ از خانقه نگشود
گرت باور بود ور نه سخن این بود و ما گفتیم ۲
من از چشم تو ای ساقی خراب افتادهام لیکن
بلایی کز حبیب آید هزارش مرحبا گفتیم ۳
اگر بر من نبخشایی پشیمانی خوری آخر
به خاطر دار این معنی که در خدمت کجا گفتیم ۴
قدت گفتم که شمشاد است بس خجلت به بار آورد
که این نسبت چرا کردیم و این بهتان چرا گفتیم ۵
جگر چون نافهام خون گشت کم زینم نمیباید
جزای آن که با زلفت سخن از چین خطا گفتیم ۶
تو آتش گشتی ای حافظ ولی با یار درنگرفت
ز بدعهدی گل گویی حکایت با صبا گفتیم ۷
به دور نرگس مستت سلامت را دعا گفتیم ۱
در میخانهام بگشا که هیچ از خانقه نگشود
گرت باور بود ور نه سخن این بود و ما گفتیم ۲
من از چشم تو ای ساقی خراب افتادهام لیکن
بلایی کز حبیب آید هزارش مرحبا گفتیم ۳
اگر بر من نبخشایی پشیمانی خوری آخر
به خاطر دار این معنی که در خدمت کجا گفتیم ۴
قدت گفتم که شمشاد است بس خجلت به بار آورد
که این نسبت چرا کردیم و این بهتان چرا گفتیم ۵
جگر چون نافهام خون گشت کم زینم نمیباید
جزای آن که با زلفت سخن از چین خطا گفتیم ۶
تو آتش گشتی ای حافظ ولی با یار درنگرفت
ز بدعهدی گل گویی حکایت با صبا گفتیم ۷
این گوهر را بشنوید
خوانش
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۶۹ - ما ز یاران چشم یاری داشتیم
گوهر بعدی:غزل ۳۷۱ - ما درس سحر در ره میخانه نهادیم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.