خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از عشق و دوستی نافرجام و اشتباهات خود در تشخیص احساسات واقعی سخن میگوید. او به اشتباه خود در تصور صلح و دوستی اعتراف میکند و از فریبندگی عشق و زیبایی یاد میکند. همچنین، شاعر به رعایت ادب و احترام در روابط اشاره میکند و بیان میکند که بدون انتظار و توقع، دل به عشق داده است.
این متن حاوی مفاهیم عمیق عاطفی و فلسفی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از زبان و اصطلاحات شعر کلاسیک فارسی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات فارسی دارد.
غزل ۳۶۹ - ما ز یاران چشم یاری داشتیم
ما ز یاران چشم یاری داشتیم
خود غلط بود آنچه ما پنداشتیم ۱
تا درخت دوستی برگی دهد
حالیا رفتیم و تخمی کاشتیم ۲
گفت و گو آیین درویشی نبود
ور نه با تو ماجراها داشتیم ۳
شیوه ی چشمت فریب جنگ داشت
ما غلط کردیم و صلح انگاشتیم ۴
گلبن حسنت نه خود شد دل فروز
ما دم همت بر او بگماشتیم ۵
نکتهها رفت و شکایت کس نکرد
جانب حرمت فرونگذاشتیم ۶
گفت خود دادی به ما دل حافظا
ما محصل بر کسی نگماشتیم ۷
خود غلط بود آنچه ما پنداشتیم ۱
تا درخت دوستی برگی دهد
حالیا رفتیم و تخمی کاشتیم ۲
گفت و گو آیین درویشی نبود
ور نه با تو ماجراها داشتیم ۳
شیوه ی چشمت فریب جنگ داشت
ما غلط کردیم و صلح انگاشتیم ۴
گلبن حسنت نه خود شد دل فروز
ما دم همت بر او بگماشتیم ۵
نکتهها رفت و شکایت کس نکرد
جانب حرمت فرونگذاشتیم ۶
گفت خود دادی به ما دل حافظا
ما محصل بر کسی نگماشتیم ۷
این گوهر را بشنوید
خوانش
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۶۸ - خیز تا از در میخانه گشادی طلبیم
گوهر بعدی:غزل ۳۷۰ - صلاح از ما چه میجویی که مستان را صلا گفتیم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.