خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر از عشق و عرفان سخن میگوید و از نیاز به وصل و رهایی از رنجهای دنیوی میسراید. او از عشق به معشوق و جستجوی معنویت در مکانهایی مانند میخانه و مدرسه صحبت میکند و از اشکها و داغهای عشق به عنوان راهی برای رسیدن به پاکی و رستگاری یاد میکند.
این شعر حاوی مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد.
غزل ۳۶۸ - خیز تا از در میخانه گشادی طلبیم
خیز تا از در میخانه گشادی طلبیم
به ره دوست نشینیم و مرادی طلبیم ۱
زاد راه حرم وصل نداریم مگر
به گدایی ز در میکده زادی طلبیم ۲
اشک آلوده ی ما گر چه روان است ولی
به رسالت سوی او پاک نهادی طلبیم ۳
لذت داغ غمت بر دل ما باد حرام
اگر از جور غم عشق تو دادی طلبیم ۴
نقطه ی خال تو بر لوح بصر نتوان زد
مگر از مردمک دیده مدادی طلبیم ۵
عشوهای از لب شیرین تو دل خواست به جان
به شکرخنده لبت گفت مرادی طلبیم ۶
تا بود نسخه ی عطری دل سودازده را
از خط غالیه سای تو سوادی طلبیم ۷
چون غمت را نتوان یافت مگر در دل شاد
ما به امید غمت خاطر شادی طلبیم ۸
بر در مدرسه تا چند نشینی حافظ
خیز تا از در می خانه گشادی طلبیم ۹
به ره دوست نشینیم و مرادی طلبیم ۱
زاد راه حرم وصل نداریم مگر
به گدایی ز در میکده زادی طلبیم ۲
اشک آلوده ی ما گر چه روان است ولی
به رسالت سوی او پاک نهادی طلبیم ۳
لذت داغ غمت بر دل ما باد حرام
اگر از جور غم عشق تو دادی طلبیم ۴
نقطه ی خال تو بر لوح بصر نتوان زد
مگر از مردمک دیده مدادی طلبیم ۵
عشوهای از لب شیرین تو دل خواست به جان
به شکرخنده لبت گفت مرادی طلبیم ۶
تا بود نسخه ی عطری دل سودازده را
از خط غالیه سای تو سوادی طلبیم ۷
چون غمت را نتوان یافت مگر در دل شاد
ما به امید غمت خاطر شادی طلبیم ۸
بر در مدرسه تا چند نشینی حافظ
خیز تا از در می خانه گشادی طلبیم ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۶۷ - فتوی پیر مغان دارم و قولیست قدیم
گوهر بعدی:غزل ۳۶۹ - ما ز یاران چشم یاری داشتیم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.