خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

شاعر در این شعر از بی‌اعتنایی به سرزنش دیگران و پایبندی به شیوه‌ی زندگی خود سخن می‌گوید. او خود را مست و رند می‌داند و از زهد ریاکارانه دوری می‌کند. شاعر با اشاره به بی‌سامانی و کم‌خردی خود، عشق و فداکاری خود را نسبت به معشوق بیان می‌کند و از رازداری و عرفان خود سخن می‌گوید.

متن شامل مفاهیم عمیق عرفانی و انتقاد اجتماعی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی دارد. همچنین، برخی مفاهیم مانند مستی و رندی ممکن است برای سنین پایین‌تر نامناسب باشد.

مشاهده کامل

غزل ۳۴۱ - گر من از سرزنش مدعیان اندیشم

گر من از سرزنش مدعیان اندیشم
شیوه ی مستی و رندی نرود از پیشم ۱

زهد رندان نوآموخته راهی بدهیست
من که بدنام جهانم چه صلاح اندیشم ۲

شاه شوریده سران خوان من بی‌سامان را
زان که در کم خردی از همه عالم بیشم ۳

بر جبین نقش کن از خون دل من خالی
تا بدانند که قربان تو کافرکیشم ۴

اعتقادی بنما و بگذر بهر خدا
تا در این خرقه ندانی که چه نادرویشم ۵

شعر خون بار من ای باد بدان یار رسان
که ز مژگان سیه بر رگ جان زد نیشم ۶

من اگر باده خورم ور نه چه کارم با کس
حافظ راز خود و عارف وقت خویشم ۷
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۳۴۰ - من که از آتش دل چون خم می در جوشم
گوهر بعدی:غزل ۳۴۲ - حجاب چهره ی جان می‌شود غبار تنم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.