خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

شاعر در این شعر از عشق و دلدادگی به معشوق سخن می‌گوید. او از خاک کف پای معشوق به عنوان چیزی ارزشمند یاد می‌کند و آرزو می‌کند که بتواند به معشوق نزدیک شود. شاعر از غم و اندوه عشق و امید به وصال معشوق می‌گوید و از باد می‌خواهد که نسیمی از بوی معشوق برایش بیاورد تا خمارش را برطرف کند. او همچنین از وفاداری خود به معشوق و از دست دادن آرامش خود به خاطر عشق سخن می‌گوید.

این شعر حاوی مفاهیم عمیق عاشقانه و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و مفاهیم پیچیده‌تر در شعر نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی دارد که معمولاً در سنین بالاتر حاصل می‌شود.

مشاهده کامل

غزل ۳۲۵ - گر دست دهد خاک کف پای نگارم

گر دست دهد خاک کف پای نگارم
بر لوح بصر خط غباری بنگارم ۱

بر بوی کنار تو شدم غرق و امید است
از موج سرشکم که رساند به کنارم ۲

پروانه ی او گر رسدم در طلب جان
چون شمع همان دم به دمی جان بسپارم ۳

امروز مکش سر ز وفای من و اندیش
زان شب که من از غم به دعا دست برآرم ۴

زلفین سیاه تو به دلداری عشاق
دادند قراری و ببردند قرارم ۵

ای باد از آن باده نسیمی به من آور
کان بوی شفابخش بود دفع خمارم ۶

گر قلب دلم را ننهد دوست عیاری
من نقد روان در دمش از دیده شمارم ۷

دامن مفشان از من خاکی که پس از من
زین در نتواند که برد باد غبارم ۸

حافظ لب لعلش چو مرا جان عزیز است
عمری بود آن لحظه که جان را به لب آرم ۹
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۳۲۴ - گر چه افتاد ز زلفش گرهی در کارم
گوهر بعدی:غزل ۳۲۶ - در نهان خانه ی عشرت صنمی خوش دارم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.