خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر از عشق و دلبستگی خود به معشوق سخن میگوید. او از رنجها و دشواریهای عشق شکایت میکند، اما همچنان به لطف و محبت معشوق امیدوار است. شاعر از احساسات عمیق خود، از جمله عشق، درد دل، و امیدواری به بهبودی سخن میگوید. همچنین، او از قدرت کلام و شعر خود برای بیان احساساتش استفاده میکند.
این شعر حاوی مفاهیم عمیق عاطفی و فلسفی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و مفاهیم پیچیدهی ادبیات کلاسیک فارسی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد تا به درستی درک شود.
غزل ۳۲۴ - گر چه افتاد ز زلفش گرهی در کارم
گر چه افتاد ز زلفش گرهی در کارم
همچنان چشم گشاد از کرمش میدارم ۱
به طرب حمل مکن سرخی رویم که چو جام
خون دل عکس برون میدهد از رخسارم ۲
پرده ی مطربم از دست برون خواهد برد
آه اگر زان که در این پرده نباشد بارم ۳
پاسبان حرم دل شدهام شب همه شب
تا در این پرده جز اندیشه ی او نگذارم ۴
منم آن شاعر ساحر که به افسون سخن
از نی کلک همه قند و شکر میبارم ۵
دیده ی بخت به افسانه ی او شد در خواب
کو نسیمی ز عنایت که کند بیدارم ۶
چون تو را در گذر ای یار نمییارم دید
با که گویم که بگوید سخنی با یارم ۷
دوش میگفت که حافظ همه روی است و ریا
به جز از خاک درش با که بود بازارم ۸
همچنان چشم گشاد از کرمش میدارم ۱
به طرب حمل مکن سرخی رویم که چو جام
خون دل عکس برون میدهد از رخسارم ۲
پرده ی مطربم از دست برون خواهد برد
آه اگر زان که در این پرده نباشد بارم ۳
پاسبان حرم دل شدهام شب همه شب
تا در این پرده جز اندیشه ی او نگذارم ۴
منم آن شاعر ساحر که به افسون سخن
از نی کلک همه قند و شکر میبارم ۵
دیده ی بخت به افسانه ی او شد در خواب
کو نسیمی ز عنایت که کند بیدارم ۶
چون تو را در گذر ای یار نمییارم دید
با که گویم که بگوید سخنی با یارم ۷
دوش میگفت که حافظ همه روی است و ریا
به جز از خاک درش با که بود بازارم ۸
این گوهر را بشنوید
خوانش
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۲۳ - ز دست کوته خود زیر بارم
گوهر بعدی:غزل ۳۲۵ - گر دست دهد خاک کف پای نگارم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.