خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

شاعر در این متن از عشق و رنج‌های آن سخن می‌گوید. او از سختی‌های کسب فضایل عشق و رندی می‌گوید و به عشقی اشاره می‌کند که جانش را سوزانده است. همچنین، از یاری و شوخی‌های معشوقه‌اش یاد می‌کند و به زیبایی‌های اخلاقی او اشاره دارد. در نهایت، شاعر از درد فراق و اشک‌هایش می‌گوید و آرزو می‌کند که معشوقه‌اش را دوباره ببیند.

این متن حاوی مفاهیم عمیق عشق، رنج و عرفان است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند عشق و فراق نیاز به تجربه و بلوغ فکری بیشتری دارند تا به درستی درک شوند.

مشاهده کامل

غزل ۳۰۷ - هر نکته‌ای که گفتم در وصف آن شمایل

هر نکته‌ای که گفتم در وصف آن شمایل
هر کو شنید گفتا للهِ دَرُّ قائل ۱

تحصیل عشق و رندی آسان نمود اول
آخر بسوخت جانم در کسب این فضایل ۲

حلاج بر سر دار این نکته خوش سراید
از شافعی نپرسند امثال این مسائل ۳

گفتم که کی ببخشی بر جان ناتوانم
گفت آن زمان که نبود جان در میانه حائل ۴

دل داده‌ام به یاری شوخی کشی نگاری
مرضیّةُ السجایا محمودةُ الخصائل ۵

در عین گوشه‌گیری بودم چو چشم مستت
و اکنون شدم به مستان چون ابروی تو مایل ۶

از آب دیده صد ره طوفان نوح دیدم
وز لوح سینه نقشت هرگز نگشت زایل ۷

ای دوست دست حافظ تعویذ چشم زخم است
یا رب ببینم آن را در گردنت حمایل ۸
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۳۰۶ - اگر به کوی تو باشد مرا مجال وصول
گوهر بعدی:غزل ۳۰۸ - ای رخت چون خلد و لعلت سلسبیل
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.