این شعر از حافظ، شاعر بزرگ ایرانی، بیانگر مفاهیم عرفانی و اخلاقی است. در این شعر، شاعر از دریافت پیامی از عالم غیب سخن میگوید که به او مژدهای درباره دور شدن شاه شجاع و تشویق به نوشیدن شراب دلیرانه میدهد. همچنین، شاعر به موضوعاتی مانند دوری از فسق و تظاهر به زهد، اهمیت قرب به خدا و نور تجلی او، و لزوم توجه به مصلحت ملک و پادشاهان اشاره میکند. در نهایت، شاعر به حافظ توصیه میکند که به جای فسق و زهد دروغین، به ثنای خداوند بپردازد و به رموز مصلحت ملک توجه کند.
این شعر حاوی مفاهیم عمیق عرفانی و اخلاقی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، اشارات به شراب و مفاهیم سیاسی و اجتماعی نیاز به درک و تجربه بیشتری دارد که معمولاً در سنین بالاتر حاصل میشود.
غزل ۲۸۳ - سحر ز هاتف غیبم رسید مژده به گوش
که دور شاه شجاع است می دلیر بنوش ۱
شد آن که اهل نظر بر کناره میرفتند
هزار گونه سخن در دهان و لب خاموش ۲
به صوت چنگ بگوییم آن حکایتها
که از نهفتن آن دیگ سینه میزد جوش ۳
شراب خانگی ترس محتسب خورده
به روی یار بنوشیم و بانگ نوشانوش ۴
ز کوی میکده دوشش به دوش میبردند
امام شهر که سجاده میکشید به دوش ۵
دلا دلالت خیرت کنم به راه نجات
مکن به فسق مباهات و زهد هم مفروش ۶
محل نور تجلیست رای انور شاه
چو قرب او طلبی در صفای نیت کوش ۷
به جز ثنای جلالش مساز ورد ضمیر
که هست گوش دلش محرم پیام سروش ۸
رموز مصلحت ملک خسروان دانند
گدای گوشه نشینی تو حافظا مخروش ۹
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
حافظ در اشعارش از شاهانی چون شاه شجاع تمجید کرده است و الحق که شاهانی لایق و دوستدار ادب بوده اند صنعت تلمیح در بیشتر اشعار حافظ دیده می شود