خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

شاعر در این متن از عشق و سوز دل خود سخن می‌گوید. او از تأثیرات عمیق عشق بر روح و جسم خود می‌گوید و بیان می‌کند که حتی با وجود رنج و سختی، عشقش فراموش‌نشدنی است. شاعر از معشوق خود به عنوان شخصیتی زیبا و جذاب یاد می‌کند و تأکید می‌کند که تنها درمان دردش، وصال با معشوق است.

این متن حاوی مفاهیم عمیق عاطفی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و مفاهیم پیچیده‌ی شعری نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی دارد.

مشاهده کامل

غزل ۲۸۲ - ببرد از من قرار و طاقت و هوش

ببرد از من قرار و طاقت و هوش
بت سنگین دل سیمین بناگوش ۱

نگاری چابکی شنگی کله دار
ظریفی مه وشی ترکی قباپوش ۲

ز تاب آتش سودای عشقش
به سان دیگ دائم می‌زنم جوش ۳

چو پیراهن شوم آسوده خاطر
گرش همچون قبا گیرم در آغوش ۴

اگر پوسیده گردد استخوانم
نگردد مهرت از جانم فراموش ۵

دل و دینم دل و دینم ببردست
بر و دوشش بر و دوشش بر و دوش ۶

دوای تو دوای توست حافظ
لب نوشش لب نوشش لب نوش ۷
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۲۸۱ - یا رب این نوگل خندان که سپردی به منش
گوهر بعدی:غزل ۲۸۳ - سحر ز هاتف غیبم رسید مژده به گوش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.