خلاصه و ردهبندی سنی
15+
این متن که به زیباییهای شیراز و ویژگیهای منحصر به فرد آن مانند رکن آباد، جعفرآباد و مصلا اشاره میکند، از خداوند میخواهد که این شهر را از زوال حفظ کند. همچنین، از مردم صاحب کمال شیراز و فضای روحانی آن یاد میشود. شاعر از عشق و وصال سخن میگوید و از هجران و دوری ابراز نگرانی میکند.
این متن به دلیل استفاده از مفاهیم عرفانی و ادبیات کلاسیک فارسی، نیازمند درک و شناخت کافی از ادبیات و فرهنگ ایرانی است. همچنین، برخی مفاهیم مانند عشق و هجران ممکن است برای مخاطبان کمسنوسال قابل درک نباشد.
غزل ۲۷۹ - خوشا شیراز و وضع بیمثالش
خوشا شیراز و وضع بیمثالش
خداوندا نگه دار از زوالش ۱
ز رکن آباد ما صد لوحش الله
که عمر خضر میبخشد زلالش ۲
میان جعفرآباد و مصلا
عبیرآمیز میآید شمالش ۳
به شیراز آی و فیض روح قدسی
بجوی از مردم صاحب کمالش ۴
که نام قند مصری برد آنجا
که شیرینان ندادند انفعالش ۵
صبا زان لولی شنگول سرمست
چه داری آگهی چون است حالش ۶
گر آن شیرین پسر خونم بریزد
دلا چون شیر مادر کن حلالش ۷
مکن از خواب بیدارم خدا را
که دارم خلوتی خوش با خیالش ۸
چرا حافظ چو میترسیدی از هجر
نکردی شکر ایام وصالش ۹
خداوندا نگه دار از زوالش ۱
ز رکن آباد ما صد لوحش الله
که عمر خضر میبخشد زلالش ۲
میان جعفرآباد و مصلا
عبیرآمیز میآید شمالش ۳
به شیراز آی و فیض روح قدسی
بجوی از مردم صاحب کمالش ۴
که نام قند مصری برد آنجا
که شیرینان ندادند انفعالش ۵
صبا زان لولی شنگول سرمست
چه داری آگهی چون است حالش ۶
گر آن شیرین پسر خونم بریزد
دلا چون شیر مادر کن حلالش ۷
مکن از خواب بیدارم خدا را
که دارم خلوتی خوش با خیالش ۸
چرا حافظ چو میترسیدی از هجر
نکردی شکر ایام وصالش ۹
این گوهر را بشنوید
خوانش
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۷۸ - شراب تلخ میخواهم که مردافکن بود زورش
گوهر بعدی:غزل ۲۸۰ - چو برشکست صبا زلف عنبرافشانش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.