خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

شاعر در این شعر از شراب تلخ و قوی می‌خواهد تا از شر و شور دنیا رهایی یابد. او از حرص و آز دوری می‌جوید و به دنبال آرامش است. شاعر به مکر آسمان و بازی‌های ستارگان اشاره می‌کند و از جام جم و صحرای زندگی سخن می‌گوید. او می‌خواهد رازهای دنیا را در می صاف آشکار کند، اما تنها به کسانی که دل کور ندارند. شاعر همچنین به بزرگی و تواضع اشاره می‌کند و از عشق و زیبایی جانان سخن می‌گوید.

این شعر حاوی مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که برای درک کامل آن، خواننده نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و نمادهای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر دشوار باشد.

مشاهده کامل

غزل ۲۷۸ - شراب تلخ می‌خواهم که مردافکن بود زورش

شراب تلخ می‌خواهم که مردافکن بود زورش
که تا یک دم بیاسایم ز دنیا و شر و شورش ۱

سماط دهر دون پرور ندارد شهد آسایش
مذاق حرص و آز ای دل بشو از تلخ و از شورش ۲

بیاور می که نتوان شد ز مکر آسمان ایمن
به لعب زهره چنگی و مریخ سلحشورش ۳

کمند صید بهرامی بیفکن جام جم بردار
که من پیمودم این صحرا نه بهرام است و نه گورش ۴

بیا تا در می صافیت راز دهر بنمایم
به شرط آن که ننمایی به کج طبعان دل کورش ۵

نظر کردن به درویشان منافی بزرگی نیست
سلیمان با چنان حشمت نظرها بود با مورش ۶

کمان ابروی جانان نمی‌پیچد سر از حافظ
ولیکن خنده می‌آید بدین بازوی بی زورش ۷
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۲۷۷ - فکر بلبل همه آن است که گل شد یارش
گوهر بعدی:غزل ۲۷۹ - خوشا شیراز و وضع بی‌مثالش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.