خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عرفانی و عاشقانه است که در آن شاعر از عشق، عرفان، و رابطهی عاشق و معشوق سخن میگوید. در این شعر، مفاهیمی مانند عشق الهی، فداکاری، و زیباییهای طبیعت به تصویر کشیده شدهاند. شاعر از بلبل و گل به عنوان نمادهایی از عشق و عرفان استفاده میکند و به اهمیت خدمت و فداکاری در راه عشق اشاره میکند.
این متن حاوی مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده در شعر نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد تا بتوان به درستی آنها را درک کرد.
غزل ۲۷۷ - فکر بلبل همه آن است که گل شد یارش
فکر بلبل همه آن است که گل شد یارش
گل در اندیشه که چون عشوه کند در کارش ۱
دلربایی همه آن نیست که عاشق بکشند
خواجه آن است که باشد غم خدمتگارش ۲
جای آن است که خون موج زند در دل لعل
زین تغابن که خزف میشکند بازارش ۳
بلبل از فیض گل آموخت سخن ور نه نبود
این همه قول و غزل تعبیه در منقارش ۴
ای که در کوچه معشوقه ما میگذری
بر حذر باش که سر میشکند دیوارش ۵
آن سفرکرده که صد قافله دل همره اوست
هر کجا هست خدایا به سلامت دارش ۶
صحبت عافیتت گر چه خوش افتاد ای دل
جانب عشق عزیز است فرومگذارش ۷
صوفی سرخوش از این دست که کج کرد کلاه
به دو جام دگر آشفته شود دستارش ۸
دل حافظ که به دیدار تو خوگر شده بود
نازپرورد وصال است مجو آزارش ۹
گل در اندیشه که چون عشوه کند در کارش ۱
دلربایی همه آن نیست که عاشق بکشند
خواجه آن است که باشد غم خدمتگارش ۲
جای آن است که خون موج زند در دل لعل
زین تغابن که خزف میشکند بازارش ۳
بلبل از فیض گل آموخت سخن ور نه نبود
این همه قول و غزل تعبیه در منقارش ۴
ای که در کوچه معشوقه ما میگذری
بر حذر باش که سر میشکند دیوارش ۵
آن سفرکرده که صد قافله دل همره اوست
هر کجا هست خدایا به سلامت دارش ۶
صحبت عافیتت گر چه خوش افتاد ای دل
جانب عشق عزیز است فرومگذارش ۷
صوفی سرخوش از این دست که کج کرد کلاه
به دو جام دگر آشفته شود دستارش ۸
دل حافظ که به دیدار تو خوگر شده بود
نازپرورد وصال است مجو آزارش ۹
این گوهر را بشنوید
خوانش
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۷۶ - باغبان گر پنج روزی صحبت گل بایدش
گوهر بعدی:غزل ۲۷۸ - شراب تلخ میخواهم که مردافکن بود زورش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.