خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از حافظ، شاعر بزرگ ایرانی، بیانگر احساسات عمیق عاشقانه و عرفانی است. شاعر از عشق و هجران سخن میگوید و از زیبایی معشوق و رنجهای دلش در فراق او میسراید. او از طبیعت و عناصر آن مانند باد صبا، گل و غنچه برای توصیف احساساتش استفاده میکند و در نهایت، به عشق بیپایان و رازآلود اشاره میکند.
این شعر دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۲۸۰ - چو برشکست صبا زلف عنبرافشانش
چو برشکست صبا زلف عنبرافشانش
به هر شکسته که پیوست تازه شد جانش ۱
کجاست هم نفسی تا به شرح عرضه دهم
که دل چه میکشد از روزگار هجرانش ۲
زمانه از ورق گل مثال روی تو بست
ولی ز شرم تو در غنچه کرد پنهانش ۳
تو خفتهای و نشد عشق را کرانه پدید
تبارک الله از این ره که نیست پایانش ۴
جمال کعبه مگر عذر رهروان خواهد
که جان زنده دلان سوخت در بیابانش ۵
بدین شکسته بیت الحزن که میآرد
نشان یوسف دل از چه زنخدانش ۶
بگیرم آن سر زلف و به دست خواجه دهم
که سوخت حافظ بیدل ز مکر و دستانش ۷
به هر شکسته که پیوست تازه شد جانش ۱
کجاست هم نفسی تا به شرح عرضه دهم
که دل چه میکشد از روزگار هجرانش ۲
زمانه از ورق گل مثال روی تو بست
ولی ز شرم تو در غنچه کرد پنهانش ۳
تو خفتهای و نشد عشق را کرانه پدید
تبارک الله از این ره که نیست پایانش ۴
جمال کعبه مگر عذر رهروان خواهد
که جان زنده دلان سوخت در بیابانش ۵
بدین شکسته بیت الحزن که میآرد
نشان یوسف دل از چه زنخدانش ۶
بگیرم آن سر زلف و به دست خواجه دهم
که سوخت حافظ بیدل ز مکر و دستانش ۷
این گوهر را بشنوید
خوانش
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۷۹ - خوشا شیراز و وضع بیمثالش
گوهر بعدی:غزل ۲۸۱ - یا رب این نوگل خندان که سپردی به منش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.