خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که از درد و رنج عاشقان و ناامیدیهای آنان سخن میگوید. شاعر از فلک و زمانه شکایت میکند و از شراب و مستی به عنوان وسیلهای برای فراموشی دردها یاد میکند. همچنین، اشارههایی به مفاهیم فلسفی و عرفانی مانند حکمت و عشق دارد.
متن شامل مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، اشارههایی به شراب و مستی وجود دارد که برای سنین پایینتر مناسب نیست.
غزل ۲۶۲ - حال خونین دلان که گوید باز
حال خونین دلان که گوید باز
وز فلک خون خم که جوید باز ۱
شرمش از چشم می پرستان باد
نرگس مست اگر بروید باز ۲
جز فلاطون خم نشین شراب
سر حکمت به ما که گوید باز ۳
هر که چون لاله کاسه گردان شد
زین جفا رخ به خون بشوید باز ۴
نگشاید دلم چو غنچه اگر
ساغری از لبش نبوید باز ۵
بس که در پرده چنگ گفت سخن
ببرش موی تا نموید باز ۶
گرد بیت الحرام خم حافظ
گر نمیرد به سر بپوید باز ۷
وز فلک خون خم که جوید باز ۱
شرمش از چشم می پرستان باد
نرگس مست اگر بروید باز ۲
جز فلاطون خم نشین شراب
سر حکمت به ما که گوید باز ۳
هر که چون لاله کاسه گردان شد
زین جفا رخ به خون بشوید باز ۴
نگشاید دلم چو غنچه اگر
ساغری از لبش نبوید باز ۵
بس که در پرده چنگ گفت سخن
ببرش موی تا نموید باز ۶
گرد بیت الحرام خم حافظ
گر نمیرد به سر بپوید باز ۷
این گوهر را بشنوید
خوانش
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۶۱ - درآ که در دل خسته توان درآید باز
گوهر بعدی:غزل ۲۶۳ - بیا و کشتی ما در شط شراب انداز
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.