خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این متن شعری است که در آن شاعر از عشق و فراق سخن می‌گوید و از معشوق خود می‌خواهد که بازگردد تا دل و جان او را تسکین دهد. شاعر از غم و اندوهی که بر دلش سایه افکنده است می‌گوید و امیدوار است که با بازگشت معشوق، شادی و آرامش به زندگی‌اش بازگردد.

این متن دارای مفاهیم عمیق عاطفی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان کم‌سن‌وسال قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از زبان و اصطلاحات شعر کلاسیک فارسی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد که معمولاً در سنین بالاتر یافت می‌شود.

مشاهده کامل

غزل ۲۶۱ - درآ که در دل خسته توان درآید باز

درآ که در دل خسته توان درآید باز
بیا که در تن مرده روان درآید باز ۱

بیا که فرقت تو چشم من چنان در بست
که فتح باب وصالت مگر گشاید باز ۲

غمی که چون سپه زنگ ملک دل بگرفت
ز خیل شادی روم رخت زداید باز ۳

به پیش آینه دل هر آن چه می‌دارم
به جز خیال جمالت نمی‌نماید باز ۴

بدان مثل که شب آبستن است روز از تو
ستاره می‌شمرم تا که شب چه زاید باز ۵

بیا که بلبل مطبوع خاطر حافظ
به بوی گلبن وصل تو می‌سراید باز ۶
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۲۶۰ - ای سرو ناز حسن که خوش می‌روی به ناز
گوهر بعدی:غزل ۲۶۲ - حال خونین دلان که گوید باز
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.