خلاصه و ردهبندی سنی
16+
متن شعری است که بهار و زیباییهای آن را توصیف میکند. شاعر از گلها، شراب، و طبیعت زیبا سخن میگوید و از اهمیت لذت بردن از لحظات زندگی و تلاش برای رسیدن به خواستهها میگوید. همچنین، شاعر از گذر زمان و ضرورت استفاده از فرصتها یادآوری میکند.
این متن شامل مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، اشاره به شراب و مفاهیم عرفانی مرتبط با آن ممکن است برای سنین پایینتر مناسب نباشد.
غزل ۲۳۹ - رسید مژده که آمد بهار و سبزه دمید
رسید مژده که آمد بهار و سبزه دمید
وظیفه گر برسد مصرفش گل است و نبید ۱
صفیر مرغ برآمد بط شراب کجاست
فغان فتاد به بلبل نقاب گل که کشید ۲
ز میوههای بهشتی چه ذوق دریابد
هر آن که سیب زنخدان شاهدی نگزید ۳
مکن ز غصه شکایت که در طریق طلب
به راحتی نرسید آن که زحمتی نکشید ۴
ز روی ساقی مه وش گلی بچین امروز
که گرد عارض بستان خط بنفشه دمید ۵
چنان کرشمه ی ساقی دلم ز دست ببرد
که با کسی دگرم نیست برگ گفت و شنید ۶
من این مرقع رنگین چو گل بخواهم سوخت
که پیر باده فروشش به جرعهای نخرید ۷
بهار میگذرد دادگسترا دریاب
که رفت موسم و حافظ هنوز می نچشید ۸
وظیفه گر برسد مصرفش گل است و نبید ۱
صفیر مرغ برآمد بط شراب کجاست
فغان فتاد به بلبل نقاب گل که کشید ۲
ز میوههای بهشتی چه ذوق دریابد
هر آن که سیب زنخدان شاهدی نگزید ۳
مکن ز غصه شکایت که در طریق طلب
به راحتی نرسید آن که زحمتی نکشید ۴
ز روی ساقی مه وش گلی بچین امروز
که گرد عارض بستان خط بنفشه دمید ۵
چنان کرشمه ی ساقی دلم ز دست ببرد
که با کسی دگرم نیست برگ گفت و شنید ۶
من این مرقع رنگین چو گل بخواهم سوخت
که پیر باده فروشش به جرعهای نخرید ۷
بهار میگذرد دادگسترا دریاب
که رفت موسم و حافظ هنوز می نچشید ۸
این گوهر را بشنوید
خوانش
خوانش
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۳۸ - جهان بر ابروی عید از هلال وسمه کشید
گوهر بعدی:غزل ۲۴۰ - ابر آذاری برآمد باد نوروزی وزید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.