خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از حافظ بیانگر انتظار و امید به بازگشت یار و پایان غمهاست. شاعر با تصاویر زیبا و استعارههای عمیق، احساسات خود را درباره بازگشت معشوق و آرامش دل بیان میکند. او از طبیعت و عناصری مانند بلبل و بهار برای بیان امیدواری خود استفاده میکند.
این شعر دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و فلسفی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و تصاویر پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۲۳۵ - زهی خجسته زمانی که یار بازآید
زهی خجسته زمانی که یار بازآید
به کام غم زدگان غم گسار بازآید ۱
به پیش خیل خیالش کشیدم ابلق چشم
بدان امید که آن شهسوار بازآید ۲
اگر نه در خم چوگان او رود سر من
ز سر نگویم و سر خود چه کار بازآید ۳
مقیم بر سر راهش نشستهام چون گرد
بدان هوس که بدین رهگذار بازآید ۴
دلی که با سر زلفین او قراری داد
گمان مبر که بدان دل قرار بازآید ۵
چه جورها که کشیدند بلبلان از دی
به بوی آن که دگر نوبهار بازآید ۶
ز نقش بند قضا هست امید آن حافظ
که همچو سرو به دستم نگار بازآید ۷
به کام غم زدگان غم گسار بازآید ۱
به پیش خیل خیالش کشیدم ابلق چشم
بدان امید که آن شهسوار بازآید ۲
اگر نه در خم چوگان او رود سر من
ز سر نگویم و سر خود چه کار بازآید ۳
مقیم بر سر راهش نشستهام چون گرد
بدان هوس که بدین رهگذار بازآید ۴
دلی که با سر زلفین او قراری داد
گمان مبر که بدان دل قرار بازآید ۵
چه جورها که کشیدند بلبلان از دی
به بوی آن که دگر نوبهار بازآید ۶
ز نقش بند قضا هست امید آن حافظ
که همچو سرو به دستم نگار بازآید ۷
این گوهر را بشنوید
خوانش
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۳۴ - چو آفتاب می از مشرق پیاله برآید
گوهر بعدی:غزل ۲۳۶ - اگر آن طایر قدسی ز درم بازآید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.