خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر بیانگر احساسات عمیق انسانی مانند اندوه، درماندگی، عشق ناکام و نارضایتی از روزگار است. شاعر از دوری از یار و دیار، ناسازگاری روزگار و بیقراری دل در عشق سخن میگوید. همچنین، به تسلیم دیوانهوار در برابر عشق و عدم کنترل عقل بر دل اشاره میکند.
متن حاوی مضامین عاطفی عمیق و پیچیده مانند عشق ناکام، اندوه وجودی و ناامیدی است که درک آنها برای مخاطبان جوانتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند «خونین دلم» یا «در آتشم» ممکن است برای کودکان نامناسب باشد.
غزل ۷۲ - بییار دل شکسته و دور از دیار خویش
بییار دل شکسته و دور از دیار خویش
درماندهایم عاجز و حیران به کار خویش ۱
از روزگار هیچ مرادی نیافتیم
آزردهایم لاجرم از روزگار خویش ۲
نه کار دل به کام و نه دلدار سازگار
خونین دلم ز طالع ناسازگار خویش ۳
یکدم قرار نیست دلم را ز تاب عشق
در آتشم ز دست دل بیقرار خویش ۴
از بهر آنکه میزند آبی بر آتشم
منت پذیرم از مژهٔ سیلبار خویش ۵
دیوانه دل به عشق سپارد عبیدوار
عاقل به دست دل ندهد اختیار خویش ۶
درماندهایم عاجز و حیران به کار خویش ۱
از روزگار هیچ مرادی نیافتیم
آزردهایم لاجرم از روزگار خویش ۲
نه کار دل به کام و نه دلدار سازگار
خونین دلم ز طالع ناسازگار خویش ۳
یکدم قرار نیست دلم را ز تاب عشق
در آتشم ز دست دل بیقرار خویش ۴
از بهر آنکه میزند آبی بر آتشم
منت پذیرم از مژهٔ سیلبار خویش ۵
دیوانه دل به عشق سپارد عبیدوار
عاقل به دست دل ندهد اختیار خویش ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۷۱ - قصهٔ درد دل و غصهٔ شبهای دراز
گوهر بعدی:غزل ۷۳ - در این چنین سره فصلی و نوبهاری خوش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.