خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن بیانگر روحیه آزادگی، بینیازی و قناعت قلندران و درویشان است. شاعر خود را سلطان وقت میداند که به ظاهر فقیر است اما از درون غنی است. او تأکید میکند که به مال دنیا وابسته نیست و درد و غم ندارد. همچنین، بر اهمیت پاکبازی و ثابتقدمی در راه حق تأکید میشود.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن برای سنین پایینتر دشوار است. همچنین، برخی از اصطلاحات و اشارات عرفانی ممکن است برای نوجوانان کمسنوسال نامفهوم باشد.
غزل ۵۰ - جوقی قلندرانیم بر ما قلم نباشد
جوقی قلندرانیم بر ما قلم نباشد
بود و وجود ما را باک از عدم نباشد ۱
سلطان وقت خویشیم گرچه زروی ظاهر
لشکر کشان ما را طبل و علم نباشد ۲
مشتی مجردانیم بر فقر دل نهاده
گر هیچمان نباشد از هیچ غم نباشد ۳
در دست و کیسهٔ ما دینار کس نبیند
بر سکهٔ دل ما نقش درم نباشد ۴
جان در مراد یابی در حلقهای که مائیم
رندان بینوا را نیل و بقم نباشد ۵
چون ما به هیچ حالی آزار کس نخواهیم
آزار خاطر ما شرط کرم نباشد ۶
در راه پاکبازان گو لاف فقر کم زن
همچون عبید هر کو ثابت قدم نباشد ۷
بود و وجود ما را باک از عدم نباشد ۱
سلطان وقت خویشیم گرچه زروی ظاهر
لشکر کشان ما را طبل و علم نباشد ۲
مشتی مجردانیم بر فقر دل نهاده
گر هیچمان نباشد از هیچ غم نباشد ۳
در دست و کیسهٔ ما دینار کس نبیند
بر سکهٔ دل ما نقش درم نباشد ۴
جان در مراد یابی در حلقهای که مائیم
رندان بینوا را نیل و بقم نباشد ۵
چون ما به هیچ حالی آزار کس نخواهیم
آزار خاطر ما شرط کرم نباشد ۶
در راه پاکبازان گو لاف فقر کم زن
همچون عبید هر کو ثابت قدم نباشد ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۴۹ - سپیدهدم به صبوحی شراب خوش باشد
گوهر بعدی:غزل ۵۱ - شرم دار ایدل از این دهر رهائی تا چند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.