خلاصه و ردهبندی سنی
18+
این شعر از عبید زاکانی، با استفاده از تصاویر شراب، موسیقی، و طبیعت، لحظات لذتبخش و مستی را توصیف میکند. شاعر از دیدار معشوق، مستی، و زیباییهای طبیعت سخن میگوید و امیدوار است که خوابهایش تعبیر خوبی داشته باشند.
اشاره به مصرف شراب و مستی، و همچنین مضامین عاشقانهای که ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامناسب باشد.
غزل ۴۹ - سپیدهدم به صبوحی شراب خوش باشد
سپیدهدم به صبوحی شراب خوش باشد
نوا و نغمهٔ چنگ و رباب خوش باشد ۱
بتی که مست و خرابی ز چشم فتانش
نشسته پیش تو مست و خراب خوش باشد ۲
سحرگهان چو ز خواب خمار برخیزی
خیال بنگ و نشاط شراب خوش باشد ۳
میان باغ چو وصل نگار دست دهد
کنار آب و شب ماهتاب خوش باشد ۴
شمایل خوش جانان به خواب دیدم دوش
امید هست که تعبیر خواب خوش باشد ۵
عبید این دو سه بیتک به یک زمان گفته است
گرش تو گفت توانی جواب خوش باشد ۶
نوا و نغمهٔ چنگ و رباب خوش باشد ۱
بتی که مست و خرابی ز چشم فتانش
نشسته پیش تو مست و خراب خوش باشد ۲
سحرگهان چو ز خواب خمار برخیزی
خیال بنگ و نشاط شراب خوش باشد ۳
میان باغ چو وصل نگار دست دهد
کنار آب و شب ماهتاب خوش باشد ۴
شمایل خوش جانان به خواب دیدم دوش
امید هست که تعبیر خواب خوش باشد ۵
عبید این دو سه بیتک به یک زمان گفته است
گرش تو گفت توانی جواب خوش باشد ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۴۸ - کجا کسی که مرا مژدهٔ چمانه دهد
گوهر بعدی:غزل ۵۰ - جوقی قلندرانیم بر ما قلم نباشد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.