خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

شاعر در این شعر از ناامیدی و دوری از معشوق سخن می‌گوید. او از این که بخت و دولت به او روی نمی‌آورند و معشوق نیز به او توجهی نمی‌کند، شکایت دارد. شاعر از فراق و دوری رنج می‌برد و آرزو می‌کند که بتواند معشوق را در خواب ببیند، اما حتی این آرزو نیز برآورده نمی‌شود.

این شعر حاوی مفاهیم عمیق عاطفی و فلسفی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و مفاهیم پیچیده‌ی ادبیات کلاسیک فارسی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی دارد.

مشاهده کامل

غزل ۲۲۹ - بخت از دهان دوست نشانم نمی‌دهد

بخت از دهان دوست نشانم نمی‌دهد
دولت خبر ز راز نهانم نمی‌دهد ۱

از بهر بوسه‌ای ز لبش جان همی‌دهم
اینم همی‌ستاند و آنم نمی‌دهد ۲

مردم در این فراق و در آن پرده راه نیست
یا هست و پرده دار نشانم نمی‌دهد ۳

زلفش کشید باد صبا چرخ سفله بین
کان جا مجال باد وزانم نمی‌دهد ۴

چندان که بر کنار چو پرگار می‌شدم
دوران چو نقطه ی ره به میانم نمی‌دهد ۵

شکر به صبر دست دهد عاقبت ولی
بدعهدی زمانه زمانم نمی‌دهد ۶

گفتم روم به خواب و ببینم جمال دوست
حافظ ز آه و ناله امانم نمی‌دهد ۷
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۲۲۸ - گر من از باغ تو یک میوه بچینم چه شود
گوهر بعدی:غزل ۲۳۰ - اگر به باده ی مشکین دلم کشد شاید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.