خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر از عشق و ارادت به معشوق و خداوند سخن میگوید. او تأکید میکند که حتی اگر همه جهان او را از عشق بازدارند، تنها به دستور خداوند عمل خواهد کرد. همچنین، او از بخشش و کرامت خداوند و امید به وصال معشوق سخن میگوید و زیباییهای طبیعی و معنوی را ستایش میکند.
این شعر دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عشقی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و مفاهیم پیچیدهی ادبی ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۲۳۰ - اگر به باده ی مشکین دلم کشد شاید
اگر به باده ی مشکین دلم کشد شاید
که بوی خیر ز زهد ریا نمیآید ۱
جهانیان همه گر منع من کنند از عشق
من آن کنم که خداوندگار فرماید ۲
طمع ز فیض کرامت مبر که خلق کریم
گنه ببخشد و بر عاشقان ببخشاید ۳
مقیم حلقه ی ذکر است دل بدان امید
که حلقهای ز سر زلف یار بگشاید ۴
تو را که حسن خداداده هست و حجله ی بخت
چه حاجت است که مشاطهات بیاراید ۵
چمن خوش است و هوا دلکش است و می بیغش
کنون به جز دل خوش هیچ در نمی آید ۶
جمیلهایست عروس جهان ولی هشدار
که این مخدره در عقد کس نمیآید ۷
به لابه گفتمش ای ماه رخ چه باشد اگر
به یک شکر ز تو دل خستهای بیاساید ۸
به خنده گفت که حافظ خدای را مپسند
که بوسه ی تو رخ ماه را بیالاید ۹
که بوی خیر ز زهد ریا نمیآید ۱
جهانیان همه گر منع من کنند از عشق
من آن کنم که خداوندگار فرماید ۲
طمع ز فیض کرامت مبر که خلق کریم
گنه ببخشد و بر عاشقان ببخشاید ۳
مقیم حلقه ی ذکر است دل بدان امید
که حلقهای ز سر زلف یار بگشاید ۴
تو را که حسن خداداده هست و حجله ی بخت
چه حاجت است که مشاطهات بیاراید ۵
چمن خوش است و هوا دلکش است و می بیغش
کنون به جز دل خوش هیچ در نمی آید ۶
جمیلهایست عروس جهان ولی هشدار
که این مخدره در عقد کس نمیآید ۷
به لابه گفتمش ای ماه رخ چه باشد اگر
به یک شکر ز تو دل خستهای بیاساید ۸
به خنده گفت که حافظ خدای را مپسند
که بوسه ی تو رخ ماه را بیالاید ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۲۹ - بخت از دهان دوست نشانم نمیدهد
گوهر بعدی:غزل ۲۳۱ - گفتم غم تو دارم گفتا غمت سر آید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.