خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این متن شعری است که در آن شاعر از عشق، عرفان و جستجوی معنوی سخن می‌گوید. او از عشق به معشوق، تمایل به سایه‌ی سرو بلند (نماد زیبایی و عظمت)، و تأمل در مورد زندگی و عواقب انتخاب‌هایش صحبت می‌کند. همچنین، شاعر به نقد واعظان و جامعه‌ی زمان خود می‌پردازد و از عشق زمینی و معنوی سخن می‌گوید.

متن شامل مفاهیم عمیق عرفانی و عشقی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات انتقادی به جامعه و واعظان نیاز به درک تاریخی و اجتماعی دارد که معمولاً در سنین بالاتر حاصل می‌شود.

مشاهده کامل

غزل ۲۲۸ - گر من از باغ تو یک میوه بچینم چه شود

گر من از باغ تو یک میوه بچینم چه شود
پیش پایی به چراغ تو ببینم چه شود ۱

یا رب اندر کنف سایه ی آن سرو بلند
گر من سوخته یک دم بنشینم چه شود ۲

آخر ای خاتم جمشید همایون آثار
گر فتد عکس تو بر نقش نگینم چه شود ۳

واعظ شهر چو مهر ملک و شحنه گزید
من اگر مهر نگاری بگزینم چه شود ۴

عقلم از خانه به در رفت و گر می این است
دیدم از پیش که در خانه ی دینم چه شود ۵

صرف شد عمر گران مایه به معشوقه و می
تا از آنم چه به پیش آید از اینم چه شود ۶

خواجه دانست که من عاشقم و هیچ نگفت
حافظ ار نیز بداند که چنینم چه شود ۷
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۲۲۷ - گر چه بر واعظ شهر این سخن آسان نشود
گوهر بعدی:غزل ۲۲۹ - بخت از دهان دوست نشانم نمی‌دهد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.