خلاصه و ردهبندی سنی
18+
این متن شعری است که به موضوعات اخلاقی، عرفانی و فلسفی میپردازد. شاعر از ریا و سالوس انتقاد میکند و بر اهمیت رندی، کرم، عشق و حسن خلق تأکید مینماید. همچنین، به ضرورت داشتن همت عالی برای رسیدن به کمال اشاره میکند.
متن شامل مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آنها نیاز به تجربه و بلوغ فکری دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند ریا و سالوس ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
غزل ۲۲۷ - گر چه بر واعظ شهر این سخن آسان نشود
گر چه بر واعظ شهر این سخن آسان نشود
تا ریا ورزد و سالوس مسلمان نشود ۱
رندی آموز و کرم کن که نه چندان هنر است
حیوانی که ننوشد می و انسان نشود ۲
گوهر پاک بباید که شود قابل فیض
ور نه هر سنگ و گلی لؤلؤ و مرجان نشود ۳
اسم اعظم بکند کار خود ای دل خوش باش
که به تلبیس و حیل دیو مسلمان نشود ۴
عشق میورزم و امید که این فن شریف
چون هنرهای دگر موجب حرمان نشود ۵
دوش میگفت که فردا بدهم کام دلت
سببی ساز خدایا که پشیمان نشود ۶
حسن خلقی ز خدا میطلبم خوی تو را
تا دگر خاطر ما از تو پریشان نشود ۷
ذره را تا نبود همت عالی حافظ
طالب چشمه ی خورشید درخشان نشود ۸
تا ریا ورزد و سالوس مسلمان نشود ۱
رندی آموز و کرم کن که نه چندان هنر است
حیوانی که ننوشد می و انسان نشود ۲
گوهر پاک بباید که شود قابل فیض
ور نه هر سنگ و گلی لؤلؤ و مرجان نشود ۳
اسم اعظم بکند کار خود ای دل خوش باش
که به تلبیس و حیل دیو مسلمان نشود ۴
عشق میورزم و امید که این فن شریف
چون هنرهای دگر موجب حرمان نشود ۵
دوش میگفت که فردا بدهم کام دلت
سببی ساز خدایا که پشیمان نشود ۶
حسن خلقی ز خدا میطلبم خوی تو را
تا دگر خاطر ما از تو پریشان نشود ۷
ذره را تا نبود همت عالی حافظ
طالب چشمه ی خورشید درخشان نشود ۸
این گوهر را بشنوید
خوانش
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۲۶ - ترسم که اشک در غم ما پردهدر شود
گوهر بعدی:غزل ۲۲۸ - گر من از باغ تو یک میوه بچینم چه شود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.