خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه بیانگر درد و بیقراری عاشق در فراق معشوق است. شاعر از بیتابی خود در انتظار یار میگوید و عقل را در برابر عشق ناتوان میداند. او عشق را بالاتر از وصال جسمانی میداند و توصیه میکند که همواره عاشق و مست بمانیم، زیرا هوشیاری بدون عشق ارزشی ندارد. شاعر در نهایت عشق را تنها قبلهگاه حقیقی میداند.
مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی موجود در شعر برای درک و تجربه نوجوانان و بزرگسالان مناسب است. همچنین استفاده از استعارههایی مانند 'مست عشق' و 'بریدن از عقل' ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد.
غزل ۲۲ - جانا بیا که بی تو دلم را قرار نیست
جانا بیا که بی تو دلم را قرار نیست
بیشم مجال صبر و سر انتظار نیست ۱
دیوانه این چنین که منم در بلای عشق
دل عاقبت نخواهد و عقلم به کار نیست ۲
گر خواندنت مراد و گر راندن آرزوست
آن کن که رای تست مرا اختیار نیست ۳
ما را همین بسست که داریم درد عشق
مقصود ما ز وصل تو بوس و کنار نیست ۴
ای دل همیشه عاشق و همواره مست باش
کان کس که مست عشق نشد هوشیار نیست ۵
با عشق همنشین شو و از عقل برشکن
کو را به پیش اهل نظر اعتبار نیست ۶
هر قوم را طریقتی و راهی و قبلهایست
پیش عبید قبله به جز کوی یار نیست ۷
بیشم مجال صبر و سر انتظار نیست ۱
دیوانه این چنین که منم در بلای عشق
دل عاقبت نخواهد و عقلم به کار نیست ۲
گر خواندنت مراد و گر راندن آرزوست
آن کن که رای تست مرا اختیار نیست ۳
ما را همین بسست که داریم درد عشق
مقصود ما ز وصل تو بوس و کنار نیست ۴
ای دل همیشه عاشق و همواره مست باش
کان کس که مست عشق نشد هوشیار نیست ۵
با عشق همنشین شو و از عقل برشکن
کو را به پیش اهل نظر اعتبار نیست ۶
هر قوم را طریقتی و راهی و قبلهایست
پیش عبید قبله به جز کوی یار نیست ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۱ - دگر برون شدنم زین دیار ممکن نیست
گوهر بعدی:غزل ۲۳ - حاصل ز زندگانی ما جز وبال نیست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.