خلاصه و ردهبندی سنی
18+
این متن بیانگر ناامیدی و یأس از زندگی و روزگار است. شاعر از بیثباتی دنیا، بیفایده بودن جاه و مال، و ناپایداری شرایط زندگی سخن میگوید. او به دنبال آرامش درونی است و از طمع و دنیاپرستی دوری میجوید. همچنین، از فتنههای زمانه و نیاز به رحمت الهی صحبت میکند. در پایان، شاعر به سختیهای زندگی و عدم تحمل بیشتر اشاره میکند.
محتوا شامل مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری دارد. همچنین، لحن یأسآلود و نقدهای اجتماعی موجود در متن ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین یا نامناسب باشد.
غزل ۲۳ - حاصل ز زندگانی ما جز وبال نیست
حاصل ز زندگانی ما جز وبال نیست
وز روزگار بهره به جز از ملال نیست ۱
نقش سه شش طلب مکن از کعبتین دهر
کین نقش پنج روزه برون از خیال نیست ۲
چون منصب بزرگی و چون جاه و ملک و مال
بی وصمت تزلزل و عیب و زوال نیست ۳
خوش خاطری که منصب و جاه آرزو نکرد
خرم دلی که در طلب ملک و مال نیست ۴
از خوان ممسکان مطلب توشهٔ حیات
کان لقمه پیش اهل طریقت حلال نیست ۵
در وضع روزگار نظر کن به چشم عقل
احوال کس مپرس که جای سؤال نیست ۶
چون زلف تابدادهٔ خوبان در این دیار
هرجا که سرکشی است به جز پایمال نیست ۷
در موج فتنهای که خلایق فتادهاند
فریاد رس به جز کرم ذوالجلال نیست ۸
از غم چنان برست دل ما که بعد از این
در وی به هیچ وجه طرب را مجال نیست ۹
جانم فدای خاطر صاحب دلی که گفت:
«شیراز جای مردم صاحب کمال نیست» ۱۰
درویشی و غریبی و زحمت ز حد گذشت
زین بیش ای عبید مرا احتمال نیست ۱۱
وز روزگار بهره به جز از ملال نیست ۱
نقش سه شش طلب مکن از کعبتین دهر
کین نقش پنج روزه برون از خیال نیست ۲
چون منصب بزرگی و چون جاه و ملک و مال
بی وصمت تزلزل و عیب و زوال نیست ۳
خوش خاطری که منصب و جاه آرزو نکرد
خرم دلی که در طلب ملک و مال نیست ۴
از خوان ممسکان مطلب توشهٔ حیات
کان لقمه پیش اهل طریقت حلال نیست ۵
در وضع روزگار نظر کن به چشم عقل
احوال کس مپرس که جای سؤال نیست ۶
چون زلف تابدادهٔ خوبان در این دیار
هرجا که سرکشی است به جز پایمال نیست ۷
در موج فتنهای که خلایق فتادهاند
فریاد رس به جز کرم ذوالجلال نیست ۸
از غم چنان برست دل ما که بعد از این
در وی به هیچ وجه طرب را مجال نیست ۹
جانم فدای خاطر صاحب دلی که گفت:
«شیراز جای مردم صاحب کمال نیست» ۱۰
درویشی و غریبی و زحمت ز حد گذشت
زین بیش ای عبید مرا احتمال نیست ۱۱
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۲ - جانا بیا که بی تو دلم را قرار نیست
گوهر بعدی:غزل ۲۴ - هرگز دلم ز کوی تو جائی دگر نرفت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.