خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه از زبان عاشقی است که از زیبایی و جذابیت معشوق خود سخن میگوید. او از موهای معشوق، ابروان کمانی و لبهایش به زیبایی یاد میکند و بیان میکند که این زیباییها او را به بیخودی و حیرت انداخته است. همچنین، شاعر از عشق پرشور خود و تأثیر آن بر زندگیاش میگوید.
این شعر دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و کنایههای ادبی ممکن است برای سنین پایینتر دشوار باشد.
غزل ۱۹ - ز سنبلی که عذارت بر ارغوان انداخت
ز سنبلی که عذارت بر ارغوان انداخت
مرا به بیخودی آوازه در جهان انداخت ۱
ز شرح زلف تو مویی هنوز نا گفته
دلم هزار گره در سر زبان انداخت ۲
دهان تو صفتی از ضعیفیم میگفت
مرا ز هستی خود نیک در گمان انداخت ۳
کمان ابروی پیوسته می کشی تا گوش
بدان امید که صیدی کجا توان انداخت ۴
ز دل فریبی مویت سخن دراز کشید
لب تو نکتهٔ باریک در میان انداخت ۵
عجب مدار که در دور روی و ابرویت
سپر فکند مه از عجز تا کمان انداخت ۶
ز سر عشق هر آنچ از عبید پنهان بود
سرشک جمله در افواه مردمان انداخت ۷
مرا به بیخودی آوازه در جهان انداخت ۱
ز شرح زلف تو مویی هنوز نا گفته
دلم هزار گره در سر زبان انداخت ۲
دهان تو صفتی از ضعیفیم میگفت
مرا ز هستی خود نیک در گمان انداخت ۳
کمان ابروی پیوسته می کشی تا گوش
بدان امید که صیدی کجا توان انداخت ۴
ز دل فریبی مویت سخن دراز کشید
لب تو نکتهٔ باریک در میان انداخت ۵
عجب مدار که در دور روی و ابرویت
سپر فکند مه از عجز تا کمان انداخت ۶
ز سر عشق هر آنچ از عبید پنهان بود
سرشک جمله در افواه مردمان انداخت ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۸ - سیاه چرده بتم را نمک ز حد بگذشت
گوهر بعدی:غزل ۲۰ - مرا ز وصل تو حاصل به جز تمنا نیست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.