خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه از عبید زاکانی بیانگر عشق و شیفتگی شاعر به معشوق است. شاعر از تأثیرات عمیق عشق بر زندگی خود میگوید، از جمله دوری از ایمان، آزاد شدن خاطر از تعلقات دنیوی، و پریشانی ناشی از عشق. او همچنین به امید به وصال معشوق و پایداری در این راه اشاره میکند.
این شعر حاوی مفاهیم عمیق عاشقانه و استفاده از استعارههای پیچیده است که درک آن برای مخاطبان زیر 16 سال ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از مضامین مانند دوری از ایمان و پریشانی ناشی از عشق ممکن است برای سنین پایین مناسب نباشد.
غزل ۸ - کرد فارغ گل رویت ز گلستان ما را
کرد فارغ گل رویت ز گلستان ما را
کفر زلف تو برآورد ز ایمان ما را ۱
تا خیال قد و بالای تو در دل بگذشت
خاطر آزاد شد از سرو خرامان ما را ۲
ما که در عشق تو آشفته و شوریده شدیم
میکند حلقهٔ زلف تو پریشان ما را ۳
تا به دامان وصالت نرسد دست امید
دست کوته نکند اشگ ز دامان ما را ۴
در ره کعبهٔ وصل تو ز پا ننشینیم
گرچه در پا شکند خار مغیلان ما را ۵
ای عبید از پی دل چند توان رفت آخر
کرد سودای تو بس بی سر و سامان ما را ۶
کفر زلف تو برآورد ز ایمان ما را ۱
تا خیال قد و بالای تو در دل بگذشت
خاطر آزاد شد از سرو خرامان ما را ۲
ما که در عشق تو آشفته و شوریده شدیم
میکند حلقهٔ زلف تو پریشان ما را ۳
تا به دامان وصالت نرسد دست امید
دست کوته نکند اشگ ز دامان ما را ۴
در ره کعبهٔ وصل تو ز پا ننشینیم
گرچه در پا شکند خار مغیلان ما را ۵
ای عبید از پی دل چند توان رفت آخر
کرد سودای تو بس بی سر و سامان ما را ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۷ - میزند غمزهٔ مرد افکن او تیر مرا
گوهر بعدی:غزل ۹ - دلا با مغان آشنائی طلب
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.