خلاصه و ردهبندی سنی
15+
این متن شعری است که به مخاطب توصیههایی برای زندگی میکند، از جمله پذیرش قناعت، دوری از طمع، جستجوی راهنمایی از افراد باتجربه، و درک ارزش سادگی و گدایی در مقابل پادشاهی. همچنین بر اهمیت درک درد دیگران و پرهیز از تکبر تأکید دارد.
مفاهیم عمیق عرفانی و اخلاقی این شعر نیاز به درک و تجربهی بیشتری از زندگی دارد که معمولاً در نوجوانی و بزرگسالی شکل میگیرد. همچنین، برخی از اشارات عرفانی و فلسفی ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد.
غزل ۹ - دلا با مغان آشنائی طلب
دلا با مغان آشنائی طلب
ز پیر مغان آشنائی طلب ۱
به کنج قناعت گرت راه نیست
ز دیوانگان رهنمائی طلب ۲
وگر اوج قدست کند آرزو
ز دام طبیعت رهائی طلب ۳
اگر عارفی راه میخانه گیر
و گر ابلهی پارسائی طلب ۴
دوای دل خسته از درد جوی
نوای خود از بینوائی طلب ۵
اگر صد رهت بشکند روزگار
مکن از خسان مومیائی طلب ۶
عبید ار گدائی غنیمت شمار
وگر پادشاهی گدائی طلب ۷
ز پیر مغان آشنائی طلب ۱
به کنج قناعت گرت راه نیست
ز دیوانگان رهنمائی طلب ۲
وگر اوج قدست کند آرزو
ز دام طبیعت رهائی طلب ۳
اگر عارفی راه میخانه گیر
و گر ابلهی پارسائی طلب ۴
دوای دل خسته از درد جوی
نوای خود از بینوائی طلب ۵
اگر صد رهت بشکند روزگار
مکن از خسان مومیائی طلب ۶
عبید ار گدائی غنیمت شمار
وگر پادشاهی گدائی طلب ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۸ - کرد فارغ گل رویت ز گلستان ما را
گوهر بعدی:غزل ۱۰ - دارم بتی به چهرهٔ صد ماه و آفتاب
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.