خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از عشق و دلباختگی خود به معشوق سخن میگوید. او بیان میکند که عشق، او را از دنیا و دین رها کرده و غم، همنشین او شده است. شاعر از آتش عشق و بیقراری خود میگوید و آرزو میکند که حتی سایهای از معشوق بر سر او بیفتد. در نهایت، او از بیتوجهی معشوق به خود گلایه میکند.
متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و غمانگیز است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و اصطلاحات شعری نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
غزل ۳ - شوریده کرد شیوهٔ آن نازنین مرا
شوریده کرد شیوهٔ آن نازنین مرا
عشقش خلاص داد ز دنیا و دین مرا ۱
غم همنشین من شد و من همنشین غم
تا خود چه ها رسد ز چنین همنشین مرا ۲
زینسان که آتش دل من شعله می زند
تا کی بسوزد این نفس آتشین مرا ۳
ای دوستان نمی دهد آن زلف بی قرار
تا یک زمان قرار بود بر زمین مرا ۴
از دور دیدمش خردم گفت دور از او
دیوانه می کند خرد دوربین مرا ۵
گر سایه بر سرم فکند زلف او دمی
خورشید بنده گردد و مه خوشهچین مرا ۶
تا چون عبید بر سر کویش مجاورم
هیچ التفات نیست به خلد برین مرا ۷
عشقش خلاص داد ز دنیا و دین مرا ۱
غم همنشین من شد و من همنشین غم
تا خود چه ها رسد ز چنین همنشین مرا ۲
زینسان که آتش دل من شعله می زند
تا کی بسوزد این نفس آتشین مرا ۳
ای دوستان نمی دهد آن زلف بی قرار
تا یک زمان قرار بود بر زمین مرا ۴
از دور دیدمش خردم گفت دور از او
دیوانه می کند خرد دوربین مرا ۵
گر سایه بر سرم فکند زلف او دمی
خورشید بنده گردد و مه خوشهچین مرا ۶
تا چون عبید بر سر کویش مجاورم
هیچ التفات نیست به خلد برین مرا ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲ - ز حد گذشت جدائی ز حد گذشت جفا
گوهر بعدی:غزل ۴ - در ما به ناز مینگرد دلربای ما
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.