خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این شعر عاشقانه از عبید زاکانی، دربارهٔ جدایی، جفا، و اشتیاق به وصال معشوق است. شاعر از درد عشق، زیبایی معشوق، و تأثیرات عمیق آن بر روح و روان خود سخن می‌گوید. همچنین، از مفاهیمی مانند مستی، عشق، و پریشانی روح در اثر عشق یاد می‌کند.

محتوا شامل مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای مخاطبان زیر 16 سال پیچیده یا نامناسب باشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند 'بلای سیاه' و 'خون دل عاشقان' ممکن است برای سنین پایین سنگین باشد.

مشاهده کامل

غزل ۲ - ز حد گذشت جدائی ز حد گذشت جفا

ز حد گذشت جدائی ز حد گذشت جفا
بیا که موسم عیشست و آشتی و صفا ۱

لبت به خون دل عاشقان خطی دارد
غبار چیست دگر باره در میانهٔ ما ۲

مرا دو چشم تو انداخت در بلای سیاه
و گرنه من که و مستی و عاشقی ز کجا ۳

کجا کسیکه از آن چشم ترک وا پرسد
که عقل و هوش جهانی چرا کنی یغما ۴

ز زلف و خال تو دل را خلاص ممکن نیست
که زنگیان سیاهش نمی‌کنند رها ۵

دلم ز جعد تو سودائی و پریشانست
بلی همیشه پریشانی آورد سودا ۶

عبید وصف دهان و لب تو میگوید
ببین که فکر چه باریک و نازکست او را ۷
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱ - بکشت غمزهٔ آن شوخ بی‌گناه مرا
گوهر بعدی:غزل ۳ - شوریده کرد شیوهٔ آن نازنین مرا
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.