خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این شعر از حافظ، شاعر بزرگ ایرانی، بیانگر احساسات عاشقانه و عرفانی است. شاعر از یار خود که مانند پری بود و از هر عیبی مبرا بود، یاد می‌کند. او از دوری یار و ناکامی‌های خود در عشق سخن می‌گوید و به یاد روزهای خوش گذشته می‌افتد. شاعر همچنین به نعمت‌های الهی و نقش دعا و ذکر در رسیدن به سعادت اشاره می‌کند.

این شعر دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مفاهیم عاشقانه و احساسی آن نیاز به بلوغ فکری و تجربه بیشتری دارد تا به درستی درک شود.

مشاهده کامل

غزل ۲۱۶ - آن یار کز او خانه ی ما جای پری بود

آن یار کز او خانه ی ما جای پری بود
سر تا قدمش چون پری از عیب بری بود ۱

دل گفت فروکش کنم این شهر به بویش
بیچاره ندانست که یارش سفری بود ۲

تنها نه ز راز دل من پرده برافتاد
تا بود فلک شیوه او پرده دری بود ۳

منظور خردمند من آن ماه که او را
با حسن ادب شیوه ی صاحب نظری بود ۴

از چنگ منش اختر بدمهر به در برد
آری چه کنم دولت دور قمری بود ۵

عذری بنه ای دل که تو درویشی و او را
در مملکت حسن سر تاجوری بود ۶

اوقات خوش آن بود که با دوست به سر رفت
باقی همه بی‌حاصلی و بی‌خبری بود ۷

خوش بود لب آب و گل و سبزه و نسرین
افسوس که آن گنج روان رهگذری بود ۸

خود را بکش ای بلبل از این رشک که گل را
با باد صبا وقت سحر جلوه گری بود ۹

هر گنج سعادت که خدا داد به حافظ
از یمن دعای شب و ورد سحری بود ۱۰
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۲۱۵ - به کوی میکده یا رب سحر چه مشغله بود
گوهر بعدی:غزل ۲۱۷ - مسلمانان مرا وقتی دلی بود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.