خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که در آن شاعر از عشق، مستی، و حالات روحی خود در یک مجلس شبانه سخن میگوید. او از ساقی، شاهد، و موسیقی یاد میکند و از عشقی که فراتر از کلمات است صحبت میکند. همچنین، شاعر از بخت ناسازگار خود گله میکند و به زیبایی یار خود اشاره میکند.
این متن شامل مفاهیم عمیق عشق و مستی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از اصطلاحات و مفاهیم شعری کلاسیک نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
غزل ۲۱۵ - به کوی میکده یا رب سحر چه مشغله بود
به کوی میکده یا رب سحر چه مشغله بود
که جوش شاهد و ساقی و شمع و مشعله بود ۱
حدیث عشق که از حرف و صوت مستغنیست
به ناله ی دف و نی در خروش و ولوله بود ۲
مباحثی که در آن مجلس جنون میرفت
ورای مدرسه و قال و قیل مسئله بود ۳
دل از کرشمه ی ساقی به شکر بود ولی
ز نامساعدی بختش اندکی گله بود ۴
قیاس کردم و آن چشم جادوانه ی مست
هزار ساحر چون سامریش در گله بود ۵
بگفتمش به لبم بوسهای حوالت کن
به خنده گفت کی ات با من این معامله بود ۶
ز اخترم نظری سعد در ره است که دوش
میان ماه و رخ یار من مقابله بود ۷
دهان یار که درمان درد حافظ داشت
فغان که وقت مروت چه تنگ حوصله بود ۸
که جوش شاهد و ساقی و شمع و مشعله بود ۱
حدیث عشق که از حرف و صوت مستغنیست
به ناله ی دف و نی در خروش و ولوله بود ۲
مباحثی که در آن مجلس جنون میرفت
ورای مدرسه و قال و قیل مسئله بود ۳
دل از کرشمه ی ساقی به شکر بود ولی
ز نامساعدی بختش اندکی گله بود ۴
قیاس کردم و آن چشم جادوانه ی مست
هزار ساحر چون سامریش در گله بود ۵
بگفتمش به لبم بوسهای حوالت کن
به خنده گفت کی ات با من این معامله بود ۶
ز اخترم نظری سعد در ره است که دوش
میان ماه و رخ یار من مقابله بود ۷
دهان یار که درمان درد حافظ داشت
فغان که وقت مروت چه تنگ حوصله بود ۸
این گوهر را بشنوید
خوانش
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۱۴ - دیدم به خواب خوش که به دستم پیاله بود
گوهر بعدی:غزل ۲۱۶ - آن یار کز او خانه ی ما جای پری بود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.