خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که در آن شاعر از عشق و وفاداری، زیبایی معشوق و رنج‌های عاشقانه سخن می‌گوید. او از ثبات عشق و وفاداری خود و معشوق صحبت می‌کند و اشاره می‌کند که با گذشت زمان، احساسات و عشق او تغییری نکرده است. همچنین، شاعر از دردها و رنج‌های عشق و جدایی می‌گوید و از معشوق می‌خواهد که به او توجه کند.

این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان کم‌سن‌وسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند رنج عشق و جدایی نیاز به بلوغ فکری و تجربه‌ی بیشتری دارند تا به درستی درک شوند.

مشاهده کامل

غزل ۲۱۳ - گوهر مخزن اسرار همان است که بود

گوهر مخزن اسرار همان است که بود
حقه ی مهر بدان مهر و نشان است که بود ۱

عاشقان زمره ی ارباب امانت باشند
لاجرم چشم گهربار همان است که بود ۲

از صبا پرس که ما را همه شب تا دم صبح
بوی زلف تو همان مونس جان است که بود ۳

طالب لعل و گهر نیست وگرنه خورشید
همچنان در عمل معدن و کان است که بود ۴

کشته ی غمزه ی خود را به زیارت دریاب
زان که بیچاره همان دل‌نگران است که بود ۵

رنگ خون دل ما را که نهان می‌داری
همچنان در لب لعل تو عیان است که بود ۶

زلف هندوی تو گفتم که دگر ره نزند
سال‌ها رفت و بدان سیرت و سان است که بود ۷

حافظا بازنما قصه ی خونابه ی چشم
که بر این چشمه همان آب روان است که بود ۸
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۲۱۲ - یک دو جامم دی سحرگه اتفاق افتاده بود
گوهر بعدی:غزل ۲۱۴ - دیدم به خواب خوش که به دستم پیاله بود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.