خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از تجربیات عرفانی و عاشقانه خود سخن میگوید. او از مستی و جدایی از معشوق، سیر و سلوک در طریقت، و نیاز به عشق و اشتیاق برای رسیدن به حقیقت میگوید. همچنین، از نقش شاه یحیی در نصرت دین و نظم ملک و دین یاد میکند. در نهایت، شاعر به حالتی از پریشانی و اشتیاق اشاره میکند که در هنگام سرودن این اشعار داشته است.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. همچنین، استفاده از اصطلاحات و مفاهیم پیچیدهی ادبی و عرفانی ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۲۱۲ - یک دو جامم دی سحرگه اتفاق افتاده بود
یک دو جامم دی سحرگه اتفاق افتاده بود
وز لب ساقی شرابم در مذاق افتاده بود ۱
از سر مستی دگر با شاهد عهد شباب
رجعتی میخواستم لیکن طلاق افتاده بود ۲
در مقامات طریقت هر کجا کردیم سیر
عافیت را با نظربازی فراق افتاده بود ۳
ساقیا جام دمادم ده که در سیر طریق
هر که عاشق وش نیامد در نفاق افتاده بود ۴
ای معبر مژدهای فرما که دوشم آفتاب
در شکرخواب صبوحی هم وثاق افتاده بود ۵
نقش میبستم که گیرم گوشهای زان چشم مست
طاقت و صبر از خم ابروش طاق افتاده بود ۶
گر نکردی نصرت دین شاه یحیی از کرم
کار ملک و دین ز نظم و اتساق افتاده بود ۷
حافظ آن ساعت که این نظم پریشان مینوشت
طایر فکرش به دام اشتیاق افتاده بود ۸
وز لب ساقی شرابم در مذاق افتاده بود ۱
از سر مستی دگر با شاهد عهد شباب
رجعتی میخواستم لیکن طلاق افتاده بود ۲
در مقامات طریقت هر کجا کردیم سیر
عافیت را با نظربازی فراق افتاده بود ۳
ساقیا جام دمادم ده که در سیر طریق
هر که عاشق وش نیامد در نفاق افتاده بود ۴
ای معبر مژدهای فرما که دوشم آفتاب
در شکرخواب صبوحی هم وثاق افتاده بود ۵
نقش میبستم که گیرم گوشهای زان چشم مست
طاقت و صبر از خم ابروش طاق افتاده بود ۶
گر نکردی نصرت دین شاه یحیی از کرم
کار ملک و دین ز نظم و اتساق افتاده بود ۷
حافظ آن ساعت که این نظم پریشان مینوشت
طایر فکرش به دام اشتیاق افتاده بود ۸
این گوهر را بشنوید
خوانش
خوانش
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۱۱ - دوش میآمد و رخساره برافروخته بود
گوهر بعدی:غزل ۲۱۳ - گوهر مخزن اسرار همان است که بود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.