خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این شعر عاشقانه و عارفانه از غم‌ها و ناامیدی‌های شاعر در عشق سخن می‌گوید. او از بی‌وفایی و جفای معشوق شکایت دارد و بیان می‌کند که هیچ اثری از دعا و التماسش در دل معشوق نمانده است. شاعر همچنین به زیبایی‌های معشوق و تأثیرات آن بر خود و دیگران اشاره می‌کند و از تسلیم شدن در برابر این عشق سخن می‌گوید.

محتوا شامل مضامین عاشقانه و عارفانه عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند جفا و شکایت نیاز به بلوغ ذهنی برای درک کامل دارد.

مشاهده کامل

غزل ۳۹۲ - مهر از تو ندیدم و وفا هم

مهر از تو ندیدم و وفا هم
جور از تو کشیدم و جفا هم ۱

چیزی به دلت اثر ندارد
آسوده ز وردم از دعا هم ۲

یک دل ز تو شادمان ندیدم
غیر از تو ملول و آشنا هم ۳

چشمت ز نگاه مردم‌افکن
قلاش فکند و پارسا هم ۴

زلفت ز کمند پیچ در پیچ
درویش گرفت و پادشا هم ۵

از دیر و حرم مسافران را
مقصود تویی و مدعا هم ۶

من اول و آخری ندارم
مبدا تویی و منتها هم ۷

هر منظرت از مه دو هفته
شهری متحیرند ما هم ۸

بالای تو هر کجا نشیند
بس فتنه که خیزد و بلا هم ۹

چندان نگه تو بی‌خودم کرد
کز خویش گذشتم از خدا هم ۱۰

تا زان سر کوی پا کشیدم
دستم از کار رفت و پا هم ۱۱

در دور دهان و چشم ساقی
از زهد برستم از ریا هم ۱۲

بس خرقه به کوی می فروشان
رهن می ناب شد روا هم ۱۳

از جلوهٔ مهوشی فروغی
مغلوب هوس شدی هوا هم ۱۴
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۳۹۱ - از بس عرق شمر نشسته‌ست به رویم
گوهر بعدی:غزل ۳۹۳ - ما ز چشم تو مست یک نگهیم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.