این متن از حافظ، شاعر بزرگ ایرانی، بیانگر مفاهیم عشق، رندی، و درویشی است. او از شراب بیغش و ساقی خوش صحبت میکند و اشاره میکند که عاشقان و رندان از دامهای دنیوی رهایی ندارند. حافظ همچنین به ارزش عشق و درویشی اشاره کرده و تأکید میکند که سالکان راه عشق، شاهان بیکمر و خسروان بیکلاه هستند. او از خواننده میخواهد که در راه عشق و درویشی با ادب و احترام قدم بردارد.
این متن حاوی مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و مفاهیم پیچیده مانند رندی و درویشی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد.
غزل ۲۰۱ - شراب بیغش و ساقی خوش دو دام رهند
که زیرکان جهان از کمندشان نرهند ۱
من ار چه عاشقم و رند و مست و نامه سیاه
هزار شکر که یاران شهر بیگنهند ۲
جفا نه پیشه ی درویشیست و راهروی
بیار باده که این سالکان نه مرد رهند ۳
مبین حقیر گدایان عشق را کاین قوم
شهان بی کمر و خسروان بی کلهند ۴
به هوش باش که هنگام باد استغنا
هزار خرمن طاعت به نیم جو ننهند ۵
مکن که کوکبه ی دلبری شکسته شود
چو بندگان بگریزند و چاکران بجهند ۶
غلام همت دردی کشان یک رنگم
نه آن گروه که ازرق لباس و دل سیهند ۷
قدم منه به خرابات جز به شرط ادب
که سالکان درش محرمان پادشهند ۸
جناب عشق بلند است همتی حافظ
که عاشقان ره بیهمتان به خود ندهند ۹
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.