خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن یک گفتگوی شاعرانه است که در آن شاعر با مخاطب خود درباره موضوعات مختلفی مانند عشق، شراب، مذهب و فلسفه زندگی صحبت میکند. هر بیت حاوی پرسش و پاسخهایی است که با ظرافت و زیبایی بیان شدهاند.
این متن حاوی مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند شراب و مذهب نیاز به بلوغ فکری برای درک صحیح دارند.
غزل ۱۹۸ - گفتم کی ام دهان و لبت کامران کنند
گفتم کِی ام دهان و لبت کامران کنند؟
گفتا به چشم هر چه تو گویی چُنان کنند ۱
گفتم خَراجِ مصر طلب میکند لبت
گفتا در این معامله کمتر زیان کنند ۲
گفتم به نقطهٔ دهنت خود که بَرَد راه؟
گفت این حکایتیست که با نکتهدان کنند ۳
گفتم صَنمپَرست مشو با صَمَد نشین
گفتا به کویِ عشق هم این و هم آن کنند ۴
گفتم هوایِ میکده غم میبَرَد ز دل
گفتا خوش آن کَسان که دلی شادمان کنند ۵
گفتم شراب و خِرقه نه آیینِ مذهب است
گفت این عمل به مذهبِ پیرِ مغان کنند ۶
گفتم ز لَعلِ نوشْلبان پیر را چه سود؟
گفتا به بوسهٔ شِکَرینَش جوان کنند ۷
گفتم که خواجه کِی به سرِ حجله میرود؟
گفت آن زمان که مشتری و مَه قِران کنند ۸
گفتم دعایِ دولت او وِردِ حافظ است
گفت این دعا ملایکِ هفت آسمان کنند ۹
گفتا به چشم هر چه تو گویی چُنان کنند ۱
گفتم خَراجِ مصر طلب میکند لبت
گفتا در این معامله کمتر زیان کنند ۲
گفتم به نقطهٔ دهنت خود که بَرَد راه؟
گفت این حکایتیست که با نکتهدان کنند ۳
گفتم صَنمپَرست مشو با صَمَد نشین
گفتا به کویِ عشق هم این و هم آن کنند ۴
گفتم هوایِ میکده غم میبَرَد ز دل
گفتا خوش آن کَسان که دلی شادمان کنند ۵
گفتم شراب و خِرقه نه آیینِ مذهب است
گفت این عمل به مذهبِ پیرِ مغان کنند ۶
گفتم ز لَعلِ نوشْلبان پیر را چه سود؟
گفتا به بوسهٔ شِکَرینَش جوان کنند ۷
گفتم که خواجه کِی به سرِ حجله میرود؟
گفت آن زمان که مشتری و مَه قِران کنند ۸
گفتم دعایِ دولت او وِردِ حافظ است
گفت این دعا ملایکِ هفت آسمان کنند ۹
این گوهر را بشنوید
خوانش
خوانش
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۹۷ - شاهدان گر دلبری زین سان کنند
گوهر بعدی:غزل ۱۹۹ - واعظان کاین جلوه در محراب و منبر میکنند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.