خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و عرفانی از عشق و دلدادگی سخن میگوید، جایی که عاشق خود را فدای معشوق میکند و تمام وجودش را وقف او مینماید. شاعر از درد عشق، اسارت در دام معشوق و آرزوی وصال سخن میگوید و از تأثیرات عمیق این عشق بر روح و جان خود مینالد.
محتوا شامل مضامین عاشقانه عمیق و گاه عرفانی است که درک آن برای نوجوانان کمسنوسال ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند 'شهیدان عشق' و 'غمزهٔ قتال' نیاز به بلوغ فکری برای درک صحیح دارند.
غزل ۱۵۹ - هر سر که به سودای خط و خال تو افتد
هر سر که به سودای خط و خال تو افتد
چون سایه همه عمر به دنبال تو افتد ۱
واقف شده از حال شهیدان تو در حشر
هر دیده که بر نامهٔ اعمال تو افتد ۲
آن چشم که بندد نظر از منظر خورشید
چشمی است که بر جلوهٔ تمثال تو افتد ۳
آن کار که جز دادن جان چاره ندارد
کاری است که با غمزهٔ قتال تو افتد ۴
هر کس که خبر شد ز گرفتاری من گفت
بیچاره اسیری که به احوال تو افتد ۵
ای مرغ دل ار باخبر از لذت دامی
میکوش به حدی که پر و بال تو افتد ۶
ای خواجه گر این است طبیب دل عشاق
مشکل که به فکر دل بدحال تو افتد ۷
فالی بزن ای دل ز پی دولت وصلش
باشد که خود این قرعه به اقبال تو افتد ۸
از شعلهٔ آه تو فلک سوخت فروغی
آتش به سراپردهٔ آمال تو افتد ۹
چون سایه همه عمر به دنبال تو افتد ۱
واقف شده از حال شهیدان تو در حشر
هر دیده که بر نامهٔ اعمال تو افتد ۲
آن چشم که بندد نظر از منظر خورشید
چشمی است که بر جلوهٔ تمثال تو افتد ۳
آن کار که جز دادن جان چاره ندارد
کاری است که با غمزهٔ قتال تو افتد ۴
هر کس که خبر شد ز گرفتاری من گفت
بیچاره اسیری که به احوال تو افتد ۵
ای مرغ دل ار باخبر از لذت دامی
میکوش به حدی که پر و بال تو افتد ۶
ای خواجه گر این است طبیب دل عشاق
مشکل که به فکر دل بدحال تو افتد ۷
فالی بزن ای دل ز پی دولت وصلش
باشد که خود این قرعه به اقبال تو افتد ۸
از شعلهٔ آه تو فلک سوخت فروغی
آتش به سراپردهٔ آمال تو افتد ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۵۸ - ای کاش پی قتل من آن سیم تن افتد
گوهر بعدی:غزل ۱۶۰ - فرخنده شکاری که ز پیکان تو افتد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.