خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که در آن شاعر از عشق و محبت، زیبایی معشوق، و تأثیرات عمیق این عشق بر روح و روان خود سخن میگوید. شاعر از تشبیهات و استعارات زیبا برای توصیف احساسات خود استفاده کرده و به مفاهیمی مانند عشق، زیبایی، و معنویت اشاره میکند.
این متن حاوی مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارات و تشبیهات پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه ادبی دارد که معمولاً در سنین بالاتر کسب میشود.
غزل ۱۶۷ - ستارهای بدرخشید و ماه مجلس شد
ستارهای بدرخشید و ماه مجلس شد
دل رمیده ما را رفیق و مونس شد ۱
نگار من که به مکتب نرفت و خط ننوشت
به غمزه مسئله آموز صد مدرس شد ۲
به بوی او دل بیمار عاشقان چو صبا
فدای عارض نسرین و چشم نرگس شد ۳
به صدر مصطبهام مینشاند اکنون دوست
گدای شهر نگه کن که میر مجلس شد ۴
خیال آب خضر بست و جام اسکندر
به جرعه نوشی سلطان ابوالفوارس شد ۵
طربسرای محبت کنون شود معمور
که طاق ابروی یار منش مهندس شد ۶
لب از ترشح می پاک کن برای خدا
که خاطرم به هزاران گنه موسوس شد ۷
کرشمه تو شرابی به عاشقان پیمود
که علم بیخبر افتاد و عقل بیحس شد ۸
چو زر عزیز وجود است نظم من آری
قبول دولتیان کیمیای این مس شد ۹
ز راه میکده یاران عنان بگردانید
چرا که حافظ از این راه رفت و مفلس شد ۱۰
دل رمیده ما را رفیق و مونس شد ۱
نگار من که به مکتب نرفت و خط ننوشت
به غمزه مسئله آموز صد مدرس شد ۲
به بوی او دل بیمار عاشقان چو صبا
فدای عارض نسرین و چشم نرگس شد ۳
به صدر مصطبهام مینشاند اکنون دوست
گدای شهر نگه کن که میر مجلس شد ۴
خیال آب خضر بست و جام اسکندر
به جرعه نوشی سلطان ابوالفوارس شد ۵
طربسرای محبت کنون شود معمور
که طاق ابروی یار منش مهندس شد ۶
لب از ترشح می پاک کن برای خدا
که خاطرم به هزاران گنه موسوس شد ۷
کرشمه تو شرابی به عاشقان پیمود
که علم بیخبر افتاد و عقل بیحس شد ۸
چو زر عزیز وجود است نظم من آری
قبول دولتیان کیمیای این مس شد ۹
ز راه میکده یاران عنان بگردانید
چرا که حافظ از این راه رفت و مفلس شد ۱۰
این گوهر را بشنوید
خوانش
خوانش
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۶۶ - روز هجران و شب فرقت یار آخر شد
گوهر بعدی:غزل ۱۶۸ - گداخت جان که شود کار دل تمام و نشد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.