خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از حافظ، شاعر بزرگ ایرانی، بیانگر پایان یافتن دوران سختیها و شروع فصل جدیدی از زندگی است. شاعر از پایان یافتن روزهای هجران و شبهای فراق سخن میگوید و از تغییر فصل از زمستان به بهار به عنوان نمادی از تغییر و تحول در زندگی یاد میکند. او از پایان یافتن غمها و نگرانیها و شروع دوران شادی و امید سخن میگوید و از لطف خداوند و یارش سپاسگزاری میکند.
این شعر دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۱۶۶ - روز هجران و شب فرقت یار آخر شد
روز هجران و شب فرقت یار آخر شد
زدم این فال و گذشت اختر و کار آخر شد ۱
آن همه ناز و تنعم که خزان میفرمود
عاقبت در قدم باد بهار آخر شد ۲
شکر ایزد که به اقبال کله گوشه گل
نخوت باد دی و شوکت خار آخر شد ۳
صبح امید که بد معتکف پرده غیب
گو برون آی که کار شب تار آخر شد ۴
آن پریشانی شبهای دراز و غم دل
همه در سایه گیسوی نگار آخر شد ۵
باورم نیست ز بدعهدی ایام هنوز
قصه غصه که در دولت یار آخر شد ۶
ساقیا لطف نمودی قدحت پرمی باد
که به تدبیر تو تشویش خمار آخر شد ۷
در شمار ار چه نیاورد کسی حافظ را
شکر کان محنت بیحد و شمار آخر شد ۸
زدم این فال و گذشت اختر و کار آخر شد ۱
آن همه ناز و تنعم که خزان میفرمود
عاقبت در قدم باد بهار آخر شد ۲
شکر ایزد که به اقبال کله گوشه گل
نخوت باد دی و شوکت خار آخر شد ۳
صبح امید که بد معتکف پرده غیب
گو برون آی که کار شب تار آخر شد ۴
آن پریشانی شبهای دراز و غم دل
همه در سایه گیسوی نگار آخر شد ۵
باورم نیست ز بدعهدی ایام هنوز
قصه غصه که در دولت یار آخر شد ۶
ساقیا لطف نمودی قدحت پرمی باد
که به تدبیر تو تشویش خمار آخر شد ۷
در شمار ار چه نیاورد کسی حافظ را
شکر کان محنت بیحد و شمار آخر شد ۸
این گوهر را بشنوید
خوانش
خوانش
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۶۵ - مرا مهر سیه چشمان ز سر بیرون نخواهد شد
گوهر بعدی:غزل ۱۶۷ - ستارهای بدرخشید و ماه مجلس شد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.