خلاصه و ردهبندی سنی
18+
این متن به نقد صوفیان و رفتارهای ظاهری آنها میپردازد و تأکید میکند که ظاهر صوفیانه همیشه نشاندهندهی صداقت و پاکی نیست. همچنین، به اهمیت تجربه و آزمون در تشخیص حقیقت اشاره میکند و از عاشقی و رنجکشیدن در راه عشق سخن میگویند. در نهایت، از لذت بردن از زندگی و دوری از غم دنیا صحبت میشود.
متن شامل مفاهیم عمیق عرفانی، نقد اجتماعی و فلسفی است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد. همچنین، برخی مفاهیم مانند عشق و رنجکشیدن ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
غزل ۱۵۹ - نقد صوفی نه همه صافی بیغش باشد
نقد صوفی نه همه صافی بیغش باشد
ای بسا خرقه که مستوجب آتش باشد ۱
صوفی ما که ز ورد سحری مست شدی
شامگاهش نگران باش که سرخوش باشد ۲
خوش بود گر محک تجربه آید به میان
تا سیه روی شود هر که در او غش باشد ۳
خط ساقی گر از این گونه زند نقش بر آب
ای بسا رخ که به خونابه منقش باشد ۴
ناز پرورده تنعم نبرد راه به دوست
عاشقی شیوه ی رندان بلاکش باشد ۵
غم دنیای دنی چند خوری باده بخور
حیف باشد دل دانا که مشوش باشد ۶
دلق و سجاده حافظ ببرد باده فروش
گر شرابش ز کف ساقی مه وش باشد ۷
ای بسا خرقه که مستوجب آتش باشد ۱
صوفی ما که ز ورد سحری مست شدی
شامگاهش نگران باش که سرخوش باشد ۲
خوش بود گر محک تجربه آید به میان
تا سیه روی شود هر که در او غش باشد ۳
خط ساقی گر از این گونه زند نقش بر آب
ای بسا رخ که به خونابه منقش باشد ۴
ناز پرورده تنعم نبرد راه به دوست
عاشقی شیوه ی رندان بلاکش باشد ۵
غم دنیای دنی چند خوری باده بخور
حیف باشد دل دانا که مشوش باشد ۶
دلق و سجاده حافظ ببرد باده فروش
گر شرابش ز کف ساقی مه وش باشد ۷
این گوهر را بشنوید
خوانش
خوانش
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۵۸ - من و انکار شراب این چه حکایت باشد
گوهر بعدی:غزل ۱۶۰ - خوش است خلوت اگر یار یار من باشد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.